{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ناز پروده عشق تو شدم ، جان منی

ناز پروده عشق تو شدم ، جان منی
درد خود با که بگویم که ، تو درمان منی

دین و دنیا و همه هستی من رفته به باد
هیچ سرمایه مـرا نیست ، تو ایمان منی

یاد تو روشنی ذهن پریشان من است
در شب تیره هـجران ، مه تـابـان منی

کور دل بودم و با عشق تو بینا شده ام
روشنـی بـاد ترا ، ای که تو چشمان منی

زنده کردم دل پژمرده به عشقت ، ای دوست
امشبی را در این خانهِ دل ، تو مهمان منی...
دیدگاه ها (۲)

ای آنکه به جز توهوایی به سرم نیستجز یاد عزیزتکسی در نظرم نیس...

ﮐﻢ ﺑﮑﻦ ﺑﺎ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯿﻬﺎ ﻣﺮﺍ ﺩﻟﺒﺴﺘﻪ ﺗﺮﺗﺎﻧﮕﺮﺩﺩ ﺷﻌﺮ ﻣﻦ ﺩﺭﻭﺻﻒ ﺗﻮ ﺑﺮﺟ...

دیدمت انگار چیزی بر دلم تاثیر کرد.با نگاه ساده ات دنیای من ت...

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفتسالها هست که از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط