|•عشق و قمار💔🙂•|

|•عشق و قمار💔🙂•|

#PART_32
#طاها
بوس که نداد :/
ولی چه بدنی داره لعنتی باید براش یه شبو بچینم...
طاها:رها گرسنته؟
رعا:هاع نه
طاعا:خب بیا پیشم چیکار میکنی؟
رها:دارم دنبال جورابم میگردم
طاها:حالا ولش کن بیا
رها:اوففف اومدم
طاها:اهاع افرین اومدش نشست کنارم...
کمرشو گرفتمو نشوندمش روی شکمم و‌ کشیدمش سمت خودم لباشو تند تند مک میزدم که خسته شدمو ولش کردم :)
طاها:اخی بخدا که خستگشم دراومدش
رها:طاها الان مامانت میاد به خدا ولم کن بزار زرم
طاها:نمیخام عع اصلا بیاد همسرمو دار میبوسم
رها خیلی دوست دارم خیلی
رها:هیممم منم
طاها:راسی واقعا پسر کچلو...
اونایی که گفتیو دوس داری ؟:|
رها:نه بابا مگه اصگم
طاها:بهتر
رها:طاها میشه بریم خونه تو؟!
طاها:اگه راحت نیستی اره بپوش بریم
رها:واقعا مرسی اماده شدمو رفتیم پابین مامان طاها خدافظی کردیمو رفتیم خونه خودمون...


•ادامه دارد💦🤍•
•انرژی کامنت💜🌸•

saghar🥰🥰
دیدگاه ها (۱)

#پارت_چهل_و_پنج رها: رفتم تو اتاقم اماده بشم یه تیشرت لش مشک...

#پارت_چهلرها: میخواستم برم بیرون که یهو کسیو که جلوی در دیدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط