{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گرچه می دانم دلم از عشق ناخشنود نیست

گرچه می دانم دلم از عشق ناخشنود نیست
عشق جز درد عمیق و زخم بی بهبود نیست

عشق؛ دنیایی که هرکس آمد و گفتش درود
دیگرش -جز مرگ- هرگز فرصت بدرود نیست

شادمانی را گرفت از من، بجایش شعر داد
شعر ... آری، شعر ... سودایی که هیچش سود نیست

شعر می گویم مگر یادم بماند زنده ام
رود هم روزی اگر از پا نِشیند، رود نیست

ناگهان یک شب سراغم آمد و با خنده گفت:
"نوش داروی توام!" با طعنه گفتم: "زود نیست؟!"

دیر شد، در من اگر هم شور و شوقی بود، مُرد
دیر شد؛ این مرد، آن مردی که سابق بود، نیست
دیدگاه ها (۶)

hell nun

* * * * گرچه می‌دانم دلم از عشق، ناخشنود نیستعشق، جز درد ِعم...

‍گرچه می دانم دلم از عشق ناخشنود نیست🌸عشق جز درد عمیق و زخم ...

ناگهان یکشب سراغم آمد و با خنده گفت :نوش داروی تو ام ، با طع...

آهنگ جدید سهیل مهرزادگان به اسم یاقوت تقدیمتون

بزم ما را باز آمد عالم آرایی دگرکز قدومش بزم ما گردیده سینای...

روزگارا قصد ایمانم مکنزآنچه می‌گویم پشیمانم مکنکبریای خوبی ا...

نیمه شب آواره و بی حس و حال در سرم سودای جامی بی ز...

یاد تو .....نیمه شب آواره و بی حس و حالدر سرم سودای جامی بی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط