{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شعری که ایت الله بهجت در اواخر عمرشان زمزمه میکردند:

شعری که ایت الله بهجت در اواخر عمرشان زمزمه میکردند:

این همه لاف زن و مدعی اهل ظهور

پس چرا یار نیامد که نثارش باشیم

سالها منتظر سیصد و سیزده مرد است

آنقدر مرد نبودیم که یارش باشیم

اگر آمد خبر رفتن ما را بدهید

به گمانم که بنا نیست کنارش باشیم
دیدگاه ها (۵)

★☆رمز عبودیت★☆** از ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺧﻮﺍﺳﺘﯿﺪ ﮐﻠﻤﻪ ﺍﯼ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪ ﺑﻪ...

درس هایی از زندگیاز زندگی آموختم هیچ چیز از هیچ کس بعید نیست...

انتظارش،انتظارم سیرکردآنکه میخواهدبیاید دیرکردتابه کى درانتظ...

شعری که آیت الله بهجت زمزمه می کردند:این همه لاف زدن و مدعی ...

شعری که آیت الله بهجت زمزمه می کردند: این همه لاف زدن و مدعی...

شعري كه آيت الله العظمی بهجت (ره) زير لب زمزمه ميكردند : اي...

این همه لاف زدن و مدعی اهل ظهور/پس چرا یار نیامد که نثارش با...

(آخرین شعر آیت الله بهجت قبل از رحلت ) این هم...

این همه لاف زن و مدعی اهل ظهور پس چرا یار نیامد که نثارش باش...

این همه لاف زن و مدعیِ اهل ظهورپس چرا یار نیامد که نثارش باش...

این همه لاف زدن و مدعی اهل ظهورپس چرا یار نیامد که نثارش باش...

این همه لاف زن و مدعی اهل ظهور پس چرا یار نیامد که نثارش باش...

این همه لاف زن و مدعی اهل ظهور پس چرا یار نیامد که نثارش باش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط