{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شعري كه آيت الله العظمی بهجت (ره) زير لب زمزمه ميكردند :

شعري كه آيت الله العظمی بهجت (ره) زير لب زمزمه ميكردند :

اين همه لاف زن و مدعي اهل ظهـــور
پس چرا يار نيامد كه نثـــارش باشيــم ؟
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
ســـــالها منتظر سيصد و اندي مرد است
آنقــدر مـرد نبوديــم كــه يــارش باشيــــم
دیدگاه ها (۲)

شب اول قبر علی و اولادش به فریادت برسند بلند بگو یا علـــــ...

تخت جمشید : جالب‌ترين نقش برجسته‌هاى مجموعهٔ تخت‌جمشيد بر ب...

اینهمه لاف زن و مدعیِ اهل ظهورپس چرا یار نیامد که نثارش باشی...

شعری که ایت الله بهجت در اواخر عمرشان زمزمه میکردند:این همه ...

شعری که آیت الله بهجت زمزمه می کردند:این همه لاف زدن و مدعی ...

شعری که آیت الله بهجت زمزمه می کردند: این همه لاف زدن و مدعی...

این همه لاف زن و مدعی اهل ظهور پس چرا یار نیامد که نثارش باش...

#مَتی_تَرانا_وَ_نَراک_یا_عَزیز_قلب_زهرا..ای همہ لاف زن و مد...

این همه لاف زن و مدعی اهل ظهورپس چرا یار نیامد که نثارش باشی...

ظهور

این همه لاف زدن و مدعی اهل ظهورپس چرا یار نیامد که نثارش باش...

این همه لاف زن و مدعی اهل ظهور / پس چرا یار نیامد که نثارش ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط