{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وداع

وداع


می روم وافسرده وراز
سوی منزلگه ویرانه خویش
به خدا می برم ازشهر شما
دل شوریده ودیوانه خویش


می برم ,تاکه دران نقطه دور
شستشویش دهم ازرنگ گناه
شستشویش دهم ازلکه عشق
زین همه خواهش بی جاوتباه


می برم تازتودورش سازم
زتو,ای جلوه امید محال
می برم زنده بگورش سازم
تاازاین پس نکندیادوصال


ناله می لرزد,می رقصد اشک
اه بگذارکه بگریزم من
ازتو ,ای چشمه جوشان گناه
شاید ان به که بپرهیزم من


بخدا غنچه شادی بودم
دست عشق امد واز شاخم چید
شعله اه شدم,صدافسوس
که لبم باز بران لب نرسید


عاقبت بند سفر پایم بست
می روم,خنده به لب ,خونین دل
می روم ازدل من دست بدار
ای امیدعبث بی حاصل


(فروغ فرخزاد)
فروغا
دیدگاه ها (۱۱)

می روم خسته وافسرده وزار سوی منزلگه ويرانه ى خويش به خدامی ب...

می روم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه ویرانه خویش به خدا می ...

میروم خسته وافسرده وزارسوی منزل گه ویرانه خویشبخدامیبرم ازشه...

می‌روم خسته و افسرده و زارسوی منزلگه ویرانه خویشبخدا می‌برم ...

می روم خسته و افسرده و زارسوی منزلگه ویرانه خویشبخدا می برم ...

می روم خسته و افسرده و زارسوی منزلگه ویرانه خویشبه خدا می بر...

می‌روم خسته و افسرده و زارسوی منزلگه ویرانه خویشبه خدا می‌بر...

میروم خسته وافسرده وزارسوی منزل گه ویرانه خویشبخدامیبرم ازشه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط