{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا بازیچه خود ساخت چون موسی که دریا را

مرا بازیچه خود ساخت چون موسی که دریا را
فراموشش نخواهم کرد چون دریا که موسی را

نسیم وصل وقتی بوی گل می داد حس کردم
که این دیوانه پرپر می کند یک روز گل ها را


ریاضت غیرت عشق است وقتی وصل ممکن نیست
نباید بی وفایی دید نیرنگ زلیخا را

کسی را تاب دیدار سر زلف پریشان نیست
چرا آشفته می خواهی خدایا خاطر ما را؟

نمی دانم چه افسونی گریبان گیر مجنون است
که وحشی می کند چشمانش آهوهای صحرا را

چه خواهد کرد با ما عشق؟ پرسیدیم و خندیدی
فقط با پاسخت پیچیده تر کردی معما را.............

.تقدیمی......

http://dl2.musicor.ir/gemmusic/archive2/100%20Ahange%20bartar/320%20-%20MUSICOR.IR/18%20-%20Ebi%20-%20Derakht.mp3

اهنگ مورد علاقمه......زیباست.
دیدگاه ها (۷۲)

بنام دوگل بهشتیکی عشق و دیگری سرنوشتبه قلم گفتم بنویس ؟ هرچه...

مهربانـــم !شرمنــده امکــه هیچ وقت، مهربانــی هایت را منتشـ...

درعالم خیال به چشم آمدم پدر             کز رنج چون کمان قد س...

پدر خوب منای فدای روی همچون ماه توگشته ام من واله و شیدای تو...

مرا بازیچه خود ساخت چون موسی که دریا رافراموشش نخواهم کرد چو...

مرا بازیچه خود ساخت چون موسی که دریا را فراموشش نخواهم کرد چ...

مرا بازیچه خود ساخت چون موسی که دریا رافراموشش نخواهم کرد چو...

مرا بازیچه خود ساخت چون موسی که دریا رافراموشش نخواهم کرد چو...

نمی‌دانم چه افسونی گریبان‌گیر مجنون استکه وحشی می‌کند چشمانش...

نمی‌دانم چه افسونی گریبان‌گیر مجنون استکه وحشی می‌کند چشمانش...

نمی‌دانم چه افسونی گریبان‌گیر مجنون استکه وحشی می‌کند چشمانش...

نمی‌دانم چه افسونی گریبان‌گیر مجنون است... که وحشی می‌کند چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط