مرا بازیچه خود ساخت چون موسی که دریا را / فراموشش نخواه
مرا بازیچه خود ساخت چون موسی که دریا را / فراموشش نخواهم کرد چون دریا که موسی را / نسیم مست وقتی بوی گل میداد حس کردم / که این دیوانه پرپر میکند یک روز گلها را / خیانت قصهی تلخی است اما از که مینالم؟خودم پرورده بودم در حواریون یهودا را / خیانت غیرت عشق است وقتی وصل ممکن نیست / چه آسان ننگ میخوانند نیرنگ زلیخا را / کسی را تاب دیدار سرِ زلف پریشان نیست / چرا آشفته میخواهی خدایا خاطر ما را / نمیدانم چه افسونی گریبانگیر مجنون است / که وحشی میکند چشمانشآهوهای صحرا را / چه خواهد کرد با ما عشق؟ پرسیدیم و خندیدی / فقط با پاسخت پیچیدهتر کردی معما را
- ۸۳۸
- ۰۶ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط