{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گرچه افروختم و

گرچه افروختم و
سوختم و دود شدم
شِکوه از دست تو
هرگز به زبانم نرسید...
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
دیدگاه ها (۳)

به گلاب گفتم: چه خوشبویی؟گفت: گل بودمبه دست روزگار چیده شدمو...

پروانه وار سوختم از شوق روی توآتش زد و بر جان منسوخ و طن شدم...

من اینو تو تیک تاک دیدم خیلی به نظرم با شکوه بود من عاشقش شد...

حرفی ندارم. عاشق دودش شدم که بدون موتور دود میکنه. مخترع کی ...

خوش است حالم کنارت عشقنشسته مهرت به جانمتو که آمدی زندگی آمد...

با خنده ای که عکس تو در بر گرفته استدیوار خانه چهره ی دیگر گ...

سالها پیش دلم عقده دیدار تو داشتعقده وصلت واندیشه رخسار تو د...

نگرفتی خبــر از گمشده راهی گاهیکه بپرسی کمی از حال‌ تباهی گا...

ای آنکه مرا برده‌ای از یاد، کجایی؟بیگانه شدی، دست مریزاد، کج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط