{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای آنکه مرا برده‌ای از یاد، کجایی؟

ای آنکه مرا برده‌ای از یاد، کجایی؟
بیگانه شدی، دست مریزاد، کجایی؟
در دام توأم، نیست مرا راه گریزی
من عاشق این دام و تو صیاد، کجایی؟
محبوس شدم گوشهٔ ویرانهٔ عشقت
آوار غمت بر سرم افتاد، کجایی؟
آسودگی‌ام، زندگی‌ام، دار و ندارم
در راه تو دادم همه بر باد، کجایی؟
اینجا چه کنم؟ از که بگیرم خبرت را؟
از دست تو و ناز تو فریاد، کجایی؟
دانم که مرا بی‌خبری می‌کشد آخر
دیوانه شدم، خانه‌ات آباد، کجایی؟
-پریناز جهانگیر.
دیدگاه ها (۰)

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

ای آنکه مــــرا بُرده‌ای از یـاد ...کجایی؟بیگانه شــدی؟ دست‌...

ای آنکه مـــرا بــرده ای از یاد ، کجایی ؟بیــگانه شدی ، دست ...

ای آنکه مـــرا بــرده ای از یاد ، کجایی ؟بیــگانه شدی ، دست ...

ای آنکه مرا برده ای از یاد ، کجایی ؟بیگانه شدی ، دست مریزاد ...

ای آنکه مرا برده ای از یاد ، کجایی ؟بیگانه شدی ، دست مریزاد ...

ای آنـــکه مـــرا بــرده ای از یاد ، کجایی ؟بیــگانه شدی ، د...

ای آنکه مرا برده ای از یاد ، کجایی ؟بیگانه شدی ، دست مریزاد ...

ای آنکه مرا برده ای از یاد ، کجایی ؟بیگانه شدی ، دست مریزاد ...

ای آنکه مرا برده ای از یاد ، کجایی ؟بیگانه شدی ، دست مریزاد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط