{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به نام خدا

به نام خدا

داستان از اونجایی شروع میشه که ناصر الدین شاه که بر تخت پادشاهی ایران نشسته بود و با امضای قرارداد ننگین آخال باز هم قسمتی از خاک ایران عزیز را به بیگانگان هدیه داد !

آری ! هدیه هایی که تمامی ایرانیان این زمان را خشمگین می کند ، چه برسد به مردمان قدیم !

طبق قرارداد آخال ، قسمت هایی از شمال شرق ایران و نواحی دریای خزر به دست روس ها افتاد . یکی از این مناطق روستای خوش آب و هوا و سرسبزی به نام فیروزه بود که امروزه در کشور ترکمنستان قرار دارد .

مردم روستای فیروزه بعد از امضای این قرارداد با ناصر الدین شاه ملاقات کرده و به او گفتند که ما چه کنیم ؟ و شاه به آنها گفت : این قراردادی است که امضا شده است و بهتر است این روستا را ترک کنید و این بود غیرت شاه ایران !

مردمان روستای فیروزه که از کرد های کرمانج شمال خراسان بودند ، واقعا برایشان سخت بود که صبح از خواب بیدار شدند و ببینند که پادشاه کشور ایران سرزمین آبا و اجدادی آنها را به روس ها هدیه داده است . و این بر خلاف غیرت کرد ها بود که ناموس و کشور خود را به دست بیگانگان بسپارند . بنابراین جوانان این روستا به رهبری (( سردار عیوض خان )) شروع به مقابله با روس ها کردند .

روس ها فکر می کردند می توانند روستای فیروزه را طی مدت کوتاهی بدست آورند و سردار عیوض را هم بکشند ! اما نمی دانستند که در رگ های تک تک مردان و زنان روستای فیروزه ، غیرت ایرانی نهفته است و این مردمان کرد به راحتی ناموس و مال و جانشان را به بیگانگان تقدیم نمی کنند .

نقل است روس ها 12 سال برای بدست آوردن روستای فیروزه ، با سردار عیوض خان مبارزه کردند و در نهایت هم به دلیل سلاح های پیشرفته ای که حکومت روس داشت ، توانستند سردار عیوض خان را به شهادت برسانند .

اما این آخر ماجرا نبود ! چرا که هنوز همسر سردار عیوض خان یعنی (( تحفه گل )) یا (( تیفه گل )) بعد از مرگ سردار رهبری جوانان روستا را بدست میگیرد و با جان و دل از روستا دفاع می کنند که مبادا چشم نامحرمان بر خاک ایران عزیز بیفتد و با مرگ همسر سردار ، این روستا به دست روس ها می افتد .

و اینگونه بود که تا آخرین قطره ی خون خود از خاک ایران دفاع کردند ولی از بی لیاقتی شاه ، این سرزمین ها تقدیم روس ها شد و داغی بر دل کردهای شمال خراسان نهاده شد .

امروزه هم کرد های شمال خراسان اشعار زیبایی را که همسر سردار عیوض خان بعد از کشته شدن سردار ، در وصف سردار سرود ، را بر زبان جاری میکنند و یادی از روستای فیروزه و خون سردار که هنوز در کوه های این منطقه جاریست را زنده نگه می دارند و این یعنی تا هستیم و تا آخرین قطره ی خون خود از ایران دفاع می کنیم ، چرا که این را در گذشته هم اثبات کرده ایم .

و چه زیباست این شعری که در وصف این سردار شجاع ایرانی است


سه ردان سیاربوون دانه وه رچی یان

هه ردوزه نگوویی نه سه ردیربزدیان

گولیک لی که ت ژه ناوپیل ، یک ژه پیچی یان

گوپسمامی ئارازاشه وتیم ژه تی یان

نامورادوپرئه رمان سه ردارعیوه زخان

ترجمه :

سرداران سوارشدند و رو به سوی کوهستان نمودند

هردورکاب اسب سردارکنده شد

گلوله ای میان کتف سردارویکی به انگشتان اوخورد

گفت :پسرعمویم آراز، ازتشنگی سوختم

نامراد و پرآرمان سردارعیوض خان


امروز هم اگر باز بیگانه ای به کشورمان دست درازی کند این غیرت ما ایرانیان اجازه نمی دهد که از وطن خود دفاع نکینم چرا که بار ها این را اثبات کرده ایم و تاریخ ، گواه آن بوده است .

زنده باد ایران اسلامی ....
دیدگاه ها (۶)

کدام راهبرد در ادامه‌ی مسیر، هزینه‌ی کمتر و دست‌آورد بیشتری ...

📌 ماشالله به غیرت ایرانی/ وقتی معادلات غربزده‌ها بهم می‌خور...

به یاد نادر مهدوی و همرزمانش شجاعش ❤️ ۱۱۶ مهر، سالروز شهادت ...

بخشی از پیام رهبر معظم انقلاب به ‌مناسبت هفته دفاع مقدس و سا...

چند سوال و کوروش ...

📝 انقلاب اسلامی روزهای تیره سلطه مستکبرین را به روزهای پرنور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط