{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گِره روسری بآز میکنه تآب میده موهآرو تو بآد میگم:آخر من ا

گِره روسری بآز میکنه تآب میده موهآرو تو بآد میگم:آخر من از گیسویِ تو خود رآ بیآویزَم به دآر!
اخماشو میکشه توهم و چپ چپ نگآم میکنه و میگه:دلبری خواستی بکنی،بکن ولی ازینآ واسه من نخون که کلآهمون میره توهَم!
سَر میبرم تو گردنش و نفس میکشمش!
سرشو به شونَش نزدیک میکنه میگه:نکن قلقلکم میاد!!!
آروم آروم برآش میخونم"این بویِ زُلفِ کیست که جآن میدَهَد به من؟!"

#نآدیآ_رآدمهر



چهارشنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۷
ساعت شانزده : پنجاه و پنج دقیقه
۱۷۹۶
۱۷۸۱
دیدگاه ها (۱۴)

shadows murderer:قاتل سایه هاpart:65تهیونگ: ای کاش میدونستی ...

#پارت16 #اولین سفر تنهاییشاخ در اوردم دهنم سه م...

بچه ها اسلاید دو لباسیه که ا.ت فردای پارت قبلی میپوشهادامه پ...

پارت۸ رمان (فیک) [بد بوی من // My bad boy ]

تصادف پارت ۱8تهیونگ تفنگشو پرت کرد و رو کاناپه نشست و نگام ک...

فیک "سکوت"پارت ۱۸ : نتونستم تشخیص بدم کیه . جیمین سمتم اومد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط