تو همونى....
تو همونى....
تو چه پاكى مثل بارون _ مثل خاكى واسه گلدون
تو مثل يه جون پناهى واسه اين چشماى گريون
تو ظريفى مثل ياسى _ پُرِ از حمدو سپاسى
مثل خوندن يه آيه تو شبِ بيم و هراسى
مثل فتحِ يه ستيزى _ تو كه پايان گريزى
تو مثل سوز ترانه از صداى ناله خيزى
تو لطيفى مثل شبنم _ متبرك مثل مريم
همچو حسّ شاعرانه زير باروناى نم نم
تو نهايتِ يه باور _ تو عزيزى مثل مادر
شوق گفتن حقيقت توى لحظه هاى آخر
تو بزرگى تو يگانه _ تو كلام عاشقانه
تو شنيدن لالايى وقت خواب كودكانه
تو شهامت يه قايق _ تو نجابت شقايق
تو مثل لحظه ديدار تو سكوت اين دقايق
تويى اولين ترانه _ تويى شعر عارفانه
تو سخاوت ستاره واسه ظلمت شبانه
تو طلوع عاشقايى _ تو مثل پرنده هايى
يا مثل رسيدنِ من به تو بعدازاون جدايى
تو مثل پروانه هايى _ با منى امّا رهايى
تو خودِ منى وليكن منم از توام تو مايى
(ﻣﺮﯾﻢ ﺣﯿﺪﺭﺯﺍﺩﻩ )
تو چه پاكى مثل بارون _ مثل خاكى واسه گلدون
تو مثل يه جون پناهى واسه اين چشماى گريون
تو ظريفى مثل ياسى _ پُرِ از حمدو سپاسى
مثل خوندن يه آيه تو شبِ بيم و هراسى
مثل فتحِ يه ستيزى _ تو كه پايان گريزى
تو مثل سوز ترانه از صداى ناله خيزى
تو لطيفى مثل شبنم _ متبرك مثل مريم
همچو حسّ شاعرانه زير باروناى نم نم
تو نهايتِ يه باور _ تو عزيزى مثل مادر
شوق گفتن حقيقت توى لحظه هاى آخر
تو بزرگى تو يگانه _ تو كلام عاشقانه
تو شنيدن لالايى وقت خواب كودكانه
تو شهامت يه قايق _ تو نجابت شقايق
تو مثل لحظه ديدار تو سكوت اين دقايق
تويى اولين ترانه _ تويى شعر عارفانه
تو سخاوت ستاره واسه ظلمت شبانه
تو طلوع عاشقايى _ تو مثل پرنده هايى
يا مثل رسيدنِ من به تو بعدازاون جدايى
تو مثل پروانه هايى _ با منى امّا رهايى
تو خودِ منى وليكن منم از توام تو مايى
(ﻣﺮﯾﻢ ﺣﯿﺪﺭﺯﺍﺩﻩ )
- ۳۲۶
- ۱۵ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط