و خدا می داند

و خدا می داند
باران که می بارد
پشتِ هر کدام از این پنجره ها
در این خانه های پر از سکوت
چه بُغض های تلخی می شکند ..!
چه ناله ها به آسمان می رود ..!
شانه هایی که میلرزند ..
آغوش هایی که خالیست ..
و آنی که باید نیست
تا دلِ بی تاب و بیقرار را
رام و آرام کند ..
اَمان از عشق
اَمان از روزهای بارانی
که حساب و کتابِ دل را بهم می ریزد ...


#باران_قیصری
دیدگاه ها (۱)

در شیبِ خاموشِ غروبِ ،اندوه آرام‌آرام از شانه‌های شهر بالا م...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

عاشقانه های شبنم

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

یک پرده دیگر از طراحی صهیونیستها در طرح روی جلد نشریه اکونوم...

🔴 رفتارهای بسیار عجیب Susan dell در کنار ترامپ...یک پرده دیگ...

عکس ملکه خوب ها.باهوش مصنوعی کاشته ایم نهال صبر اندر دل

محبوب من خیالتان در میان روزهایم ریشه دوانده و هر روز بزرگتر...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

بیدی از بلور، سپیداری از آب،فواره‌ای بلند که باد کمانی‌اش می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط