{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در شیبِ خاموشِ غروبِ ،

در شیبِ خاموشِ غروبِ ،
اندوه آرام‌آرام از شانه‌های شهر بالا می‌رود ..
پنجره‌ها یکی‌یکی به تاریکی پناه می‌برند
و دل، در متروک‌ترین گوشه‌ی خویش
چراغی برای خاطره روشن می‌کند ..
دلتنگی عجیب‌ترین شکلِ شاعر شدن است
آدم را می‌نشاند روبه‌روی نبودن
و از سکوت ، شعر می‌سازد ..
کاش غروب همیشه این‌قدر بویِ رفتن نمی‌داد ..
@Arash-am-k

#خدا #ماه #موسیقی #ترکی
دیدگاه ها (۰)

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

تکاپو پارت 106:بدون کابوس🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍آسمان کم‌کم به رنگ آبی تی...

هوا کم‌کم رو به تاریکی می‌رفت و نور نارنجی غروب از پنجره‌های...

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت پانزدهم(از زبان راوی)این سه ماه...

خط‌های خاکستری روی نیمکتشخصیت‌ها:جونگ‌کوک (۱۷ ساله): دونده‌ی...

«قراردادِ سیاه» p1باران شدیدی روی عمارت قدیمی خانواده‌ی جون ...

نمیبخشمت p.23

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط