بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
طریق وُسطیٰ :
تفکر زهدگرا و اِباحهگرا در ظاهر متضاد هماند اما در نهان هر دو از یک اندیشه نشأت گرفتهاند. و آن اندیشه اینست که؛ زندگی دنیوی پست و بی ارزش است. چون این اندیشه در اذهان جاگیر شد، جمعی از دنیا و مواهبش با زهدگرایی پرهیز نمودند و انزوا اختیار کردند، و اینان جماعت زاهدان اند.
و جمعی دگر گفتند حال که دنیا پست و بیمقدار است ما تا آنجا که بخواهیم از آن بهره و لذت می بریم و آنگاه بدورش میاندازیم بیآنکه بدان وابسته و دلبسته و پابند شویم. و اینان جماعت اِباحه گرایند. این دو موضع؛ یکی افراط و دیگری تفریط به واقع پیرامون همان اندیشهٔ اولیه شکل گرفت و تا کنون نیز به حیات خود ادامه داده است.
جالب است بدانی که در طول تاریخ ازهردو گروه نیز عارفانی ظهور کرده اند. عارفان زهدگرا و عارفان اِباحهگرا.
اما باید بدانی که نگاه فرزانگان چیز دیگریست. پس دقت کن! فرزانگان نه به راه افراط و انزوا میروند نه به راه تفریط و اِباحهگرایی افسارگسیخته. نه از دنیا فرار میکنند و نه در آن غرق می شوند.
راه فرزانگان، راه میانه است. طریق وُسطیٰ است.آنان زندگی دنیوی و نیروهای مادیش را به خدمت رهایی خویش میگیرند. زیرا آنچه برایشان مهم است رهایی است.
اینکه مروارید وجودشان را از این مرداب عَفِن برگیرند و آگاهانه به اصل خویش باز گردند.این فرزانگان که همان دوستان خدایند، در این وادی نه ترسی دارند و نه اندوهی؛ لا خَوفٌ عَلَیهِم و لا هُم یَحزَنُون -(سوره یونس بخشی از آیه 62)
پس نه میگویند میخواهم و نه می گویند نمیخواهم! اینان رها از خواستن و نخواستن اَند. مُخلَصین اَند. رهایی یافتگانند.جایگاهشان نهخواستن و نه نخواستن است!
چه نیک دریافتهاند که؛ الطَّریقُ الوُسطیٰ هِیَ الجٰادَّة - طریق میانه همان راه درست است.(نهج البلاغة : الخطبة 16 )
طریق وُسطیٰ :
تفکر زهدگرا و اِباحهگرا در ظاهر متضاد هماند اما در نهان هر دو از یک اندیشه نشأت گرفتهاند. و آن اندیشه اینست که؛ زندگی دنیوی پست و بی ارزش است. چون این اندیشه در اذهان جاگیر شد، جمعی از دنیا و مواهبش با زهدگرایی پرهیز نمودند و انزوا اختیار کردند، و اینان جماعت زاهدان اند.
و جمعی دگر گفتند حال که دنیا پست و بیمقدار است ما تا آنجا که بخواهیم از آن بهره و لذت می بریم و آنگاه بدورش میاندازیم بیآنکه بدان وابسته و دلبسته و پابند شویم. و اینان جماعت اِباحه گرایند. این دو موضع؛ یکی افراط و دیگری تفریط به واقع پیرامون همان اندیشهٔ اولیه شکل گرفت و تا کنون نیز به حیات خود ادامه داده است.
جالب است بدانی که در طول تاریخ ازهردو گروه نیز عارفانی ظهور کرده اند. عارفان زهدگرا و عارفان اِباحهگرا.
اما باید بدانی که نگاه فرزانگان چیز دیگریست. پس دقت کن! فرزانگان نه به راه افراط و انزوا میروند نه به راه تفریط و اِباحهگرایی افسارگسیخته. نه از دنیا فرار میکنند و نه در آن غرق می شوند.
راه فرزانگان، راه میانه است. طریق وُسطیٰ است.آنان زندگی دنیوی و نیروهای مادیش را به خدمت رهایی خویش میگیرند. زیرا آنچه برایشان مهم است رهایی است.
اینکه مروارید وجودشان را از این مرداب عَفِن برگیرند و آگاهانه به اصل خویش باز گردند.این فرزانگان که همان دوستان خدایند، در این وادی نه ترسی دارند و نه اندوهی؛ لا خَوفٌ عَلَیهِم و لا هُم یَحزَنُون -(سوره یونس بخشی از آیه 62)
پس نه میگویند میخواهم و نه می گویند نمیخواهم! اینان رها از خواستن و نخواستن اَند. مُخلَصین اَند. رهایی یافتگانند.جایگاهشان نهخواستن و نه نخواستن است!
چه نیک دریافتهاند که؛ الطَّریقُ الوُسطیٰ هِیَ الجٰادَّة - طریق میانه همان راه درست است.(نهج البلاغة : الخطبة 16 )
- ۳۰
- ۰۹ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط