{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیلی قشنگه.همه بخونید

خیلی قشنگه.همه بخونید

یک روز چنگیز و درباریانش برای شکار به جنگل رفتند.
هوا خیلی گرم بود وتشنگی داشت چنگیز و یارانش را از پا در می آورد.
بعد ازساعتها جستجو جویبار کوچکی دیدند.
چنگیز شاهین شکاریش را به زمین گذاشت،
و جام طلایی را در جویبار زد و خواست آب بنوشد ،
اما شاهین به جام زد و آب بر روی زمین ریخت.
برای بار دوم هم همین اتفاق افتاد،
چنگیز خیلی عصبانی شد و فکر کرد ،
اگر جلوی شاهین را نگیرم ،
درباریان خواهند گفت:
چنگیز جهانگشا نمی تواند از پس یک شاهین برآید ؛
پس این بار با شمشیر به شاهین ضربه ای زد.
پس از مرگ شاهین چنگیز مسیر آب را دنبال کرد و دید که ماری بسیار سمی در آب مرده و آب مسموم است.
او از کشتن شاهین بسیار متاثر گشت.
مجسمه ای طلایی از شاهین ساخت ،
بر یکی از بالهایش نوشتند :
یک دوست همیشه دوست شماست ؛
حتی اگر کارهایش شما را برنجاند.
روی بال دیگرش نوشتند :
هر عملی که از روی خشم باشد محکوم به شکست است...
✔ﺩﯾﺮﺗﺮ ﺑﺮﻧﺠﯿﻢ ،
✔ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺑﺒﺨﺸﯿﻢ ،
✔ﮐﻤﺘﺮ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﮐﻨﯿﻢ ،
✔ﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻓﺮﺻﺖ ﺑﺪﻫﯿﻢ ...
دیدگاه ها (۳)

تا بی نهایت....

حسِ خوب یعنی ؛وقتایی که باهم قهریم و داری با یکی دیگه صحبت م...

خیلی قشنگه.همه بخونید♥♥♥♥یک روز چنگيز و درباريانش برای شكار ...

يك روز چنگيز و درباريانش براي شكار به جنگل رفتند-هوا خيلي گر...

يك روز چنگيز ودرباريانش براي شكار به جنگل رفتند-هوا خيلي گرم...

يك روز چنگيز ودرباريانش براي شكار به جنگل رفتند-هوا خيلي گرم...

يك روز چنگيز ودرباريانش براي شكار به جنگل رفتند-هوا خيلي گرم...

خیلی قشنگه.همه بخونید♥♥♥♥یک روز چنگيز و درباريانش برای شكار ...

خیلی قشنگه.همه بخونید♥♥♥♥یک روز چنگیز و درباریانش برای شکار ...

خیلی قشنگه.همه بخونید♥♥♥♥یک روز چنگیز و درباریانش برای شکار ...

خیلی قشنگه.همه بخونیدیک روز چنگیز و درباریانش برای شکار به ج...

یک روز چنگيز و درباريانش برای شكار به جنگل رفتند.هوا خيلی گر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط