{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🏴 💚 #اَلسّلامُ.عَلیک #یا.أبَاالْفَضْلِ.الْعَبّاسَ💚 🏴

🏴 💚 #اَلسّلامُ.عَلیک #یا.أبَاالْفَضْلِ.الْعَبّاسَ💚 🏴

عطش از خشکی لبهای تو سیراب شده
آب از هرم ترکهای لبت آب شده

بعد از آن که تو لب تشنه، عطش را کشتی
تشنه لب ماندن ساقی همه جا باب شده

بعد افتادن عکس تو در آیینه ی آب
برکه از شوق رخت خانه ی مهتاب شده

این فرات است که از درد غمت ای دریا
بس که پیچیده به خود یکسره، گرداب شده

تب و تاب حرم از تشنگی و گرما نیست
دل اهل حرم از داغ تو بی تاب شده

تیرها رو به سوی چشم تو خواندند نماز
همه گفتند که ابروی تو محراب شده

صحنه ای که کمر کوه شکست از غم آن
عکس تیریست که در دیده ی تو قاب شده
دیدگاه ها (۲)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

قصه هجدهم: حر بن یزید ریاحی

Twenty two

عطش از خشکی لب های تو سیراب شده آب از هرم ترک های لبت آب شده...

یــا سـاقــی العطـــاشــا✨ ای آن کـه بُود باب حوائـج لقبتشرم...

﷽یا ابوالفضل!ای آن که بُوَد باب حوائج لقبتشرمنده فرات، از عط...

⚜ ای آن کـــه بـــود بـــاب حوائـج لقبت⚜ شرمنده فرات از عطش ...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط