{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه های شبنم

از خواهش لبهای او بی تاب شد آب
از شرم آن چشمان آبی آب شد آب
وقتی که خم شد نخل‌ها یکباره دیدند
لبخند زد مَرد و پر از مهتاب شد آب
آنقدر بر بانوی دریا سجده می‌کرد
تا در قنوت آخرش محراب شد آب
زیباترین طرح خدا بر پرده‌ها رفت
وقتی میان دستهایش قاب شد آب
یک لحظه با او بود اما تا همیشه
از چشمهای تشنه‌اش سیراب شد آب
آن تیرها، شمشیرها بارید و بارید
توفان گرفت و گرد او گرداب شد آب
تیر آمد و … از حسرت مشکی که می‌مرد
مرداب شد آب
دیدگاه ها (۰)

🏴 💚 #اَلسّلامُ.عَلیک #یا.أبَاالْفَضْلِ.الْعَبّاسَ💚 🏴 عطش از...

عطش از خشکی لب های تو سیراب شده آب از هرم ترک های لبت آب شده...

مشک برداشت که سیراب کند دریا رارفت تا تشنگی اش آب کند دریا ر...

مشک برداشت که سیراب کند دریا را رفت تا تشنگی اش آب کند دریا ...

🌺 🍃 🌺 🍃 نیستی وقتی گل مهتاب اصلاً خوب نیستآسمـــان، دریا، هو...

رخصت بده از داغ شقايق بنويسم از بغض گلوگير دقايق بنويسمميخوا...

رخصت بده تا از داغ شقایق بنویسم از بغض گلوگیر دقایق بنویسم ...

رخصت بده از داغ شقایق بنویسماز بغض گلوگیر دقایق بنویسممیخواه...

رخصت بده تا از داغ شقایق بنویسماز بغض گلوگیر دقایق بنویسممیخ...

تمام این سالها را پای پیاده آمده بود ، کفشهایش سوراخ شده بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط