{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیگر به یک دنیا نخواهم داد جایت را

دیگر به یک دنیا نخواهم داد جایت را
من دوست دارم زندگی با دست‌هایت را

از بی‌قراری‌های قلب من خبر دارد
بادی که می‌دزدد برای من صدایت را

روی زمین بودی و من در ماه دنبالت
باید ببخشی شاعر سر به هوایت را

تسخیر تو سخت است آنقدری که انگاری
در مشت خود جا داده باشم بی‌نهایت را

زود است حالا روی پاهای خودم باشم
از دست‌های من نگیری دست‌هایت را

هرکس تورا گم کرد دنبال تو در من گشت
انگار می‌بینند در من رد پایت را

بگذار تا دنیا بفهمد مال من هستی
گنجشک‌ها خانه به خانه ماجرایت را

وقتی پُر است از خاطراتت شعرهای من
باید بنوشی با خیال تخت چایت را !
دیدگاه ها (۲)

بوی پاییز میدهد این روزهای تابستان غلط نکنم "شهریور" عاشق شد...

دیوار کعبه را بشکنولی دل کسی را نشکندیوار را خلیل ساختدل را ...

می شود یارا مرا یک بوسه مهمانم کنی ؟من گنه کارم مرا در سینه ...

لعنت به من وُ عشق تو وُ وعده ی ""ما""یتلعنت به من ِ بی شرف ِ...

دنیا برایش متوقف شد.لب‌هایش لرزید.— «نه...»صدایش شکست.— «نه،...

دیگر به یک دنیا نخواهم داد جایت رامن دوست دارم زندگی با دست‌...

دیگر به یک دنیا نخواهم داد جایت رامن دوست دارم زندگی با دست‌...

دیگـــــر بہ یڪ دنیـــــا نخـواهـــــم داد جـــــایت رامـڹ د...

دیگر به یک دنیا نخواهم داد جایت را من دوست دارم زندگی با دست...

ديگر به يك دنيا نخواهم داد جايت را من دوست دارم زندگي با دست...

دیگر به یک دنیا نخواهم داد جایت رامن دوست دارم زندگی با دست‌...

دیگر به یک دنیا نخواهم داد جایت رامن دوست دارم زندگی با دست‌...

دیگر به یک دنیا نخواهم داد جایت رامن دوست دارم زندگی با دست‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط