{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌امروز بیا تا که زبان باز کنم

‌امروز بیا تا که زبان باز کنم
یک بار دگر سمت تو پرواز کنم
در سینه ی تنگ خود فشارت بدهم
گیسوی تورا دوباره من ناز کنم
بوسیدن تو،نه یک ،دو صد شیرین است
دلگرم شدم که عشقت آغاز کنم
باید که به جای دلربایی از تو
این زمزمه را برایت آواز کنم
تردید نکن برقص و هی عشوه بریز
تا در همه ی غزل تو را راز کنم
دیدی که چگونه در وجودم هستی ؟
در هر نفسم ،که دیده را باز کنم
دیدگاه ها (۲)

رفتم که نگویی دگر اینجا گله ها را بردار ببر این غزل مانده به...

بیان از دل چو برخیزد،نگاه از عشق میریزدبه صفر عاشقی وقتی،تور...

فراوان دوستت دارم گلم، خیلی، فراوانشبیهِ چشمه ساران،مثلِ بار...

سرو نازی که منم فاخته ی حیرانش کی خرامد به چمن تا بشوم قربان...

سناریو ایزانا

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟲𝟵پایین پنجره، توی کوچه پشتی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط