دیشب یک ظرف یک لیتری باخودم بردم پمپ بنزین و مبلغ ۱۳۰۰ تو

دیشب یک ظرف یک لیتری باخودم بردم پمپ بنزین و مبلغ ۱۳۰۰ تومان دادم یک لیتر بنزین سوپر گرفتم، خیلی شاکی شدم و بهم زور اومد...

ولی وقتی یادم آمد که سال ۵۷. ۵۸ برای خرید ۱۳۰۰ تومان بنزین باید ۶ بشکه ۲۲۰ لیتری باخودم میبردم یه نفس راحت کشیدم گفتم خدارو شکر اونطوری سختر بود...

اون زمان خیلی مردم سختی میکشیدن.

والا الان با 45 هزارتومن راحت یه کیلو گوشت میگیرن اون زمان باید یه گله گوسفند میگرفتن با دوتا ماشین و یه خونه چه خوب شده زندگی راحت شده...!ایناراچطور بایدمیبردن خونه؟!!!!
کاپی
دیدگاه ها (۷)

My lovely neighbor part : 79

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۸۶جونگکوک لبخندی زد ...

سناریو مایکی { جنگل چشمات }8 سالگی))چشماشو باز کرد. مثل همیش...

دختر ماه و پسر خورشید پارت سوم

پارت پنجم توی ماشین الا.....دینگ دینگ دینگ ( گوشیش زنگ خورد)...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

part 65تهیونگ« من خودمم هنوز که هنوزه تو شکم»جین« وایسا ببین...

امروز تولد کسیه که شاید خودش هیچ‌وقت نفهمه چقدر حضورش توی زن...

سناریوی شماره ۲ تک پارتی.اسم:دکو تنهام نذار.زمان وقتی دکو از...

(:♡ رز ابی من part .1.(اول عکسارو تا جایکه گفته شده بخوانید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط