{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بابام داشت نماز میخوند یهو داد زد: الله اکبر، الله اکبر

بابام داشت نماز میخوند یهو داد زد: الله اکبر، الله اکبر

دویدم گفتم چیه بابا در میزنن؟
الله اکبر
😳
گوشیت زنگ خورد؟
الله اکبر
😳
مهرت گم شد؟
الله اکبر
😳
کسی طوریش شده؟
الله اکبر
😳
بو سوختنی میاد؟
الله اکبر
😳
جک جونور دیدی؟
الله اکبر
😳
گفتم خب بابا یکم راهنمایی کن..!!
با عصبانیت داد زد:
الله اکبر..😡 😡 😡
(دستشم به نشونه ی خاک بر سرت تکون داد)


بعد که نمازش تموم شد گفت:خاک توسر نفهمت یه ساعته دارم

میگم نزن یه کانال دیگه دارم اخبار گوش میدم😐
😳 😳 😳


💜 💜 💜 #D-#F 💜 💜 💜
دیدگاه ها (۷)

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۵ *سانیار*مامانم با اخم و نگاهی ...

بابام داشت نماز میخوند یهو داد زد: الله اکبر، الله اکبردویدم...

بابام داشت نماز میخوند یهو داد زد: الله اکبر، الله اکبردویدم...

بابام داشت نماز میخوند یهو داد زد: الله اکبر، الله اکبر😐 دوی...

بابام داشت نماز میخوند یهو داد زد: الله اکبر، الله اکبردویدم...

بابام داشت نـماز میخوند یهو داد زد: الله اکبر، الله اکـبردوی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط