عشق مرد به زن
از کتاب دائرةالمعارف عرفانی جلد اول
(راز عشق مرد به زن)
در زن چه چیزی است که مرد را اینسان مجذوب و مفتون و دیوانه میسازد. نیاز جنسی فقط اولین صفحه از کتاب عشق زناشوئی است که بزودی باطل میشود ولی این ابتلاء و نیاز روانی مستمراً شدید تر و عمیق تر میگردد. این چه راز و نیازی است. در خلقت ازلی حوا از بطن چپ مرد یعنی از سینه مرد خلق شده است. در واقع زن جمال دل مرد بعنوان کانون اراده و حیات اوست. لذا عشق مرد به زن عشق او به قلب خویشتن است و عرصه غایت خود پرستی مرد است. و مرد حق ندارد مرید اراده خود شود بلکه بایستی اراده اش را تحت فرمان عقل و ایمان و معرفت قرار دهد و تسلیم اراده خداوند نماید . مرد بایستی زن را دوست بدارد و این واقعهای اجتناب ناپذیر و بر حق است و همان حب نفس است ولی نبایستی از نفس خود اطاعت کند زیرا عین کفر است و اینست که اطاعت مرد از زن بدون شک موجب کفر فساد و تبهکاری میشود .
و اینست راز ولایت زناشوئی و سر اطاعت زن از مرد. این همان اطاعت اراده مرد از اراده خداست. مؤمن ترین مردان هم در اطاعت از زن خود کافر و تباه شده اند. و مرد حتی اگر خودش کافر باشد در جریان به طاعت کشیدن زن تحت امر خودش مجبور است که به راه عقل و دین و وجدان برود زیرا زن حاضر نیست که از مفاسد و کفر مردش تبعیت کند. زن نیز در اطاعت مؤمنانه از مرد است که دارای اراده میشود زیرا مرد ظرف اراده اوست. اینست که تکلیف نهائی دین زن و مرد در امر ولایت زناشوئی تعیین میشود. مردی که از اراده زنش پیروی نکند و زنی که از ارادهٔ عقلانی مردش پیروی کند این دو به راه هدایت میروند و سعادتمند میشوند. زن اگر مؤمنه هم باشد خواه ناخواه دشمن آشکار ایمان و عقل مرد است و این قانون الهی در خلقت است که در قرآن هم مذکور است.
تألیف:«استاد علی اکبر خانجانی »
(راز عشق مرد به زن)
در زن چه چیزی است که مرد را اینسان مجذوب و مفتون و دیوانه میسازد. نیاز جنسی فقط اولین صفحه از کتاب عشق زناشوئی است که بزودی باطل میشود ولی این ابتلاء و نیاز روانی مستمراً شدید تر و عمیق تر میگردد. این چه راز و نیازی است. در خلقت ازلی حوا از بطن چپ مرد یعنی از سینه مرد خلق شده است. در واقع زن جمال دل مرد بعنوان کانون اراده و حیات اوست. لذا عشق مرد به زن عشق او به قلب خویشتن است و عرصه غایت خود پرستی مرد است. و مرد حق ندارد مرید اراده خود شود بلکه بایستی اراده اش را تحت فرمان عقل و ایمان و معرفت قرار دهد و تسلیم اراده خداوند نماید . مرد بایستی زن را دوست بدارد و این واقعهای اجتناب ناپذیر و بر حق است و همان حب نفس است ولی نبایستی از نفس خود اطاعت کند زیرا عین کفر است و اینست که اطاعت مرد از زن بدون شک موجب کفر فساد و تبهکاری میشود .
و اینست راز ولایت زناشوئی و سر اطاعت زن از مرد. این همان اطاعت اراده مرد از اراده خداست. مؤمن ترین مردان هم در اطاعت از زن خود کافر و تباه شده اند. و مرد حتی اگر خودش کافر باشد در جریان به طاعت کشیدن زن تحت امر خودش مجبور است که به راه عقل و دین و وجدان برود زیرا زن حاضر نیست که از مفاسد و کفر مردش تبعیت کند. زن نیز در اطاعت مؤمنانه از مرد است که دارای اراده میشود زیرا مرد ظرف اراده اوست. اینست که تکلیف نهائی دین زن و مرد در امر ولایت زناشوئی تعیین میشود. مردی که از اراده زنش پیروی نکند و زنی که از ارادهٔ عقلانی مردش پیروی کند این دو به راه هدایت میروند و سعادتمند میشوند. زن اگر مؤمنه هم باشد خواه ناخواه دشمن آشکار ایمان و عقل مرد است و این قانون الهی در خلقت است که در قرآن هم مذکور است.
تألیف:«استاد علی اکبر خانجانی »
- ۱.۹k
- ۲۵ بهمن ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط