{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فقط انگار در این شهر، دلِ من دل نیست!

فقط انگار در این شهر، دلِ من دل نیست!

کم رسیدست به رویام ... خدا عادل نیست؟

نا ندارم که برای خودم اقرار کنم:

ترکِ تو کردن و آواره شدن مشکل نیست

لوطیان خال بکوبید به بازوهاتان:

تهِ دریای غم کهنه ی من ساحل نیست

فلسفه، فلسفه از خاطره ها دور شدی

علتی در پسِ این سلسله ی باطل نیست

اشک می ریختم آن روز که بی رحم شدی ... تا نشانم بدهی هیچ کسی کامل نیست

تا نشانم بدهی عشق جنونی آنیست ... که کسی ارزشِ ناچیز به آن قائل نیست

آمدی قصه ببافی ... که موجه بروی

در نزن، رفته ام از خویش، کسی منزل نیست!
دیدگاه ها (۱)

*خواهشی بر لب من هست ولی تکراری می شود دست از اعدام دلم بردا...

از بوسه اگر گناه را برداری از عشق که اشتباه را برداری از خاط...

از دست تو در هر غزلم آه زیاد است یوسف شدنت را چه کنم...چاه ز...

. سینه ام این روزها بوی شقایق می دهدداغ از نوعی که من دیدم ت...

فقط انگار در این شهر، دلِ من دل نیست!کم رسیدست به رویام ... ...

فقط انگار در این شهر، دلِ من دل نیست!کم رسیدست به رویام ... ...

فقط انگار در این شهر، دلِ من دل نیست!کم رسیدست به رویام ... ...

فقط انگار در این شهر، دلِ من دل نیست!کم رسیدست به رویام ... ...

فقط انگار در این شهر دلِ من دل نیست !کم رسیدست به رویام ...خ...

در نزن، رفته ام از خویش، کسی منزل نیست!...فقط انگار در این ش...

فقط انگار در این شهر، دلِ من دل نیست!کم رسیدست به رویام ... ...

فقط انگار در این شهر دلِ من دل نیست! کم رسیدست به رو...

#فقط_انگار_در_این_شهر_دلِ_من_دل_نیستکم به رویام رسیده ست، خد...

در نزن، رفته ام از خویش، کسی منزل نیست!...فقط انگار در این ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط