سلامتی بابایی که دختر کوچولوش زنگ زد بهش گفت:
سلامتی بابایی که دختر کوچولوش زنگ زد بهش گفت:
بابا داری میای خونه پاستیل میخری ؟
ولی وقتی جیبشو نگاه کرد و دید نمیتونه؛
ماشینشو زد کنار خیابون آروم پیاده شد و با خجالت گفت:
آزاادی … آزااادی ۲ نفر …
بابا داری میای خونه پاستیل میخری ؟
ولی وقتی جیبشو نگاه کرد و دید نمیتونه؛
ماشینشو زد کنار خیابون آروم پیاده شد و با خجالت گفت:
آزاادی … آزااادی ۲ نفر …
- ۹۷۴
- ۲۹ آذر ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۴۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط