پرتره دکتر ام ری. اثر ونسان ونگوگ
بعد از آنکه ونگوگ گوش خود را برید او را به آسایشگاه روانی بردند. در طول درمان تعداد زیادی نقاشی کشید. یکی از این نقاشی ها از دکتر خود دکتر ام. ری بود.
دکتر ری اصلا از پرتره خودش خوشش نمیآمد، خانواده اش آن را به باد ریشخند گرفتند و به گوشه انباری انداختند تا اینکه روزی برای گرفتن سوراخی در مرغدانی آن را مفید یافتند. در سال ۱۹۰۰ دکتر ری به نقاش جوانی به نام سارا کامیون برخورد که در آن هنگام دوره نظام وظیفه اش را میگذراند و به واسطه او دریافت که آن نقاشی قیمتی است. ری با آنکه متقاعد نشده بود، جانب احتیاط را نگه داشت و تابلوی نقاشی را از مرغداری برداشت، پاک کرد و به انباری برگرداند. کاموین موضوع را با ولتر در میان گذاشت و او پنجاه فرانک (معادل هشت پوند امروز) برای خرید تابلو پیشنهاد کرد. پدر ری از پیشنهاد چنین مبلغ گزافی برای همچو«آشغالی» عصبانی شد. ری که از متهم شدن به حرص و مال اندوزی رنجیده بود، فریاد زد: «حالا که چنین است صد و پنجاه فرانک کمتر نمیدهم»، ولتر پیش چشمان حیرت زده خانواده لی تأمل پول را پرداخت کرد و تابلو را گرفت.
باید افزود که دکتر ری تا روز مرگ خود ونسان ونگوگ را همچنان به چشم یک «شیاد» مینگریست و آوازه بلند او را حاصل جنونی زودگذر می دانست.
.
.
.
#ونسان_ونگوگ #ونگوگ #هنر #هنرهای_تجسمی #نقاشی #نقاشان_هلندی #هنرگرد
دکتر ری اصلا از پرتره خودش خوشش نمیآمد، خانواده اش آن را به باد ریشخند گرفتند و به گوشه انباری انداختند تا اینکه روزی برای گرفتن سوراخی در مرغدانی آن را مفید یافتند. در سال ۱۹۰۰ دکتر ری به نقاش جوانی به نام سارا کامیون برخورد که در آن هنگام دوره نظام وظیفه اش را میگذراند و به واسطه او دریافت که آن نقاشی قیمتی است. ری با آنکه متقاعد نشده بود، جانب احتیاط را نگه داشت و تابلوی نقاشی را از مرغداری برداشت، پاک کرد و به انباری برگرداند. کاموین موضوع را با ولتر در میان گذاشت و او پنجاه فرانک (معادل هشت پوند امروز) برای خرید تابلو پیشنهاد کرد. پدر ری از پیشنهاد چنین مبلغ گزافی برای همچو«آشغالی» عصبانی شد. ری که از متهم شدن به حرص و مال اندوزی رنجیده بود، فریاد زد: «حالا که چنین است صد و پنجاه فرانک کمتر نمیدهم»، ولتر پیش چشمان حیرت زده خانواده لی تأمل پول را پرداخت کرد و تابلو را گرفت.
باید افزود که دکتر ری تا روز مرگ خود ونسان ونگوگ را همچنان به چشم یک «شیاد» مینگریست و آوازه بلند او را حاصل جنونی زودگذر می دانست.
.
.
.
#ونسان_ونگوگ #ونگوگ #هنر #هنرهای_تجسمی #نقاشی #نقاشان_هلندی #هنرگرد
- ۴۴۸
- ۰۳ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط