{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب ای ماه کجایی که دلم غمگینست

امشب ای ماه کجایی که دلم غمگینست
دیده بگشا که مرا آمدنت تسکینست

تو که همصحبت تنهایی شب‌های منی
پس کجا مانده‌ای امشب که سحر نزدیکست

آمدی دیر چرا ای که رخت تسکینم
نکند قلب توام زخمی و دل چرکینست

عارضت سرخ چرا گشته چرا دلگیری
مونس من چه شده، از چه دلت خونینست

با که گویم سخن از درد که بی‌درد بود
آخر ای رحم خدایا، چه دلم سنگینست

چه شد ای غافله‌ی عمر کجا وا ماندی
خسته‌ام وقت سفر کردن این معشوقست

رو شبان بار سفر بند که اینک دنیا
بی‌وفایست که خود مستحق نفرینست
دیدگاه ها (۱)

شبها که میگیرد دلم، یاد تو را تن میکنمتنها به یاد بودنت، احس...

دلبرم رفت و نگاهم در پی اش بیمار شدعشق خود از من گرفت و همدم...

باز در کوچه کسی عاشق باران شده استاین دروغ است ولی نامِ تو ع...

ﺭﻭﺯ ﺳﺨﺘﯽ ﺗﺎﺯﻩ ﻣﯿﻔﻬﻤﯽ ﻫﻮﺍﺩﺍﺭ ﺗﻮ ﮐﯿﺴﺖ؟ﺑﯽ ﮐﺲ ﻭ ﺩﺭﻣﺎﻧﺪﻩ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﺸ...

امشب ای ماه کجایی که دلم غمگینستدیده بگشا که مرا آمدنت تسکین...

امشب ای ماه کجایی که دلم غمگینستدیده بگشا که مرا آمدنت تسکین...

امشب ای ماه کجایی که دلم غمگینستدیده بگشا که مرا آمدنت تسکین...

امشب ای ماه کجایی که دلم غمگینستدیده بگشا که مرا آمدنت تسکین...

‌ امشب ای ماه کجایی که دلم غمگینستدیده بگشا که مرا آمدنت تسک...

امشب ای ماه کجایی که دلم غمگینستدیده بگشا که مرا آمدنت تسکین...

امشب ای ماه کجایی که دلم غمگینستدیده بگشا که مرا آمدنت تسکین...

امشب ای ماه کجایی که دلم غمگینستدیده بگشا که مرا آمدنت تسکین...

امشب اےماه کجایے که دلم غمگینستدیده بگشا که مرا آمدنت تسکینس...

امشب ای ماه کجایی که دلم غمگینستدیده بگشا که مرا آمدنت تسکین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط