{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌ امشب ای ماه کجایی که دلم غمگینست

‌ امشب ای ماه کجایی که دلم غمگینست
دیده بگشا که مرا آمدنت تسکینست

تو که همصحبت تنهایی شب‌های منی
پس کجا مانده‌ای امشب که سحر نزدیکست

آمدی دیر چرا ای که رخت تسکینم
نکند قلب توام زخمی و دل چرکینست

عارضت سرخ چرا گشته چرا دلگیری
مونس من چه شده، از چه دلت خونینست

با که گویم سخن از درد که بی‌درد بود
آخر ای رحم خدایا، چه دلم سنگینست

چه شد ای غافله‌ی عمر کجا وا ماندی
خسته‌ام وقت سفر کردن این معشوقست

رو شبان بار سفر بند که اینک دنیا
بی‌وفایست که خود مستحق نفرینست
دیدگاه ها (۲)

عاشقم، بی کینه اماما تو میفهمی مگردرد دارد سینه ام اما تو می...

دل من جای کسی بود که دلبند نداشت دل من کاری به آنچه همه کردن...

دریای شور انگیز چشمانت چه زیباستآنجا که باید دل به دریا زد ه...

تقصیر خودم بود که لب باز نکردم احساس دلم را به تو ابراز نکرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط