🔅#پندانه

🔅#پندانه

✍️ از عالم قبر چه خبر؟

🔹همسر شیخی از او پرسید:
پس از مرگ چه بلایی به سرمان می‌آورند؟

🔸شیخ پاسخ داد:
هنوز نمرده‌ام و از آن دنیا بی‌خبر هستم، ولی امشب برایت خبر می‌آورم.

🔹یک‌راست رفت سمت قبرستان. در یکی از قبرهای آخر قبرستان خوابید. خواب داشت بر چشم‌های شیخ غلبه می‌کرد؛ ولی خبری از نکیرومنکر نبود.

🔸چند نفری با اسب و قاطر به‌سمت روستا می‌آمدند. با صـدای پای قاطرها، شیخ از خواب پرید و گمان کرد که نکیرومنکر دارند می‌آیند.

🔹وحشت‌زده از قبر بیرون پرید. بیرون‌پریدن او همان و رم‌کردن اسب‌ها و قاطرها همان‌!

🔸قاطرسواران که به زمین خورده بودند تا چشمشان به شیخ افتاد، او را به باد کتک گرفتند.

🔹شیخ با سروصورت زخمی به خانه برگشت.

🔸همسرش پرسید:
از عالم قبر چه خبر؟!

🔹گفت:
خبری نبود، ولی این را فهمیدم که اگر قاطر کـسی را رم ندهی، کاری با تو ندارند!

🔻واقعیت همین است:

◽اگر نان کسی را نبریده باشیم؛
◽اگر آب در شیر نکرده باشیم؛
◽اگر با آبروی دیگران بازی نکرده باشیم؛
◽اگر جنس نامرغوب را به‌جای جنس مرغوب به مشتری نداده باشیم؛
◽اگر به زیردستان خود ستم نکرده باشیم؛
◽و اگر بندگی خدا را کرده باشیم؛

🔹هیچ دلیلی برای ترس از مرگ وجود ندارد!

💢خدایا آخر و عاقبت ما را ختم به‌خیر کن.

🆔 @Masaf
دیدگاه ها (۰)

🚨 طنز تلخدو پیرمرد ٩٠ ساله، به نامهاى بهمن و خسرو، دوستان بس...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

True Love①②ا/تبا یه تیپ ساده ولی قشنگ رفتم پایین. تهیونگ تو ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁸ویو: اتشب شده بود.بعد از اون تما...

💢شب اول قبرهمسـر ملانصـرالدین از او پرسید:«پس از مـرگ چه بلا...

🔴 بوی عجیب سیب سرخ!✍ مرحوم شیخ رجبعلی خیاط با جمعی از رفقایش...

️ انس با مولا امام زمان علیه السلام :داستان تشرفات: گرم ترین...

💢 ١١ مرداد ١٢٨٨ در تقویم سالروز شهادت شیخ فضل الله ▪ ️انتقال...

⭕️فوری:فرماندار ایالت کادونا که پس از کشتار شیعیان زاریا اقد...

داستان حمل جنازه به جوار مرقد حضرت علی علیه السلام ..شیخ مهد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط