چرا امام سجاد (ع) در بیان سنگینی مصیبت شهادت امام حسین (ع
چرا امام سجاد (ع) در بیان سنگینی مصیبت شهادت امام حسین (ع) از آن به قتل صبر یاد کردند ؟
در پاسخ باید گفت هر چند در نیم روز عاشورا مصیبات زیادی روی داد ولی شهادت حضرت و نوع شهادت ایشان جز به قتل صبر و زجر کش شدن قابل بیان و تفسیر نیست. دلیل بر این مدعا گزارش مرحله به مرحله مقتل الحسین بن علی است (ع) است که ارباب مقاتل به ویژه منابع دست اول و نزدیک به واقعه گزارش داده اند و ما تنها بخشی از این گزارش هارا می آوریم.
مصیبت یکم: هر چند در روز عاشورا امام (ع) و بیش از هفتاد و دو تن از اصحاب به شهادت رسیدند ولی تفاوت در این است که هر یک از اصحاب یک بار به قتل رسیدند و هیچ یک زنده نبودند تا مصیبات پس از خود را ببینند، ولی حسین بن علی (ع) نه تنها در یک نیم روز در مرگ بیش از هفتاد و دو تن از اصحاب داغدار شدند بلکه مثله و قطعه قطعه شدن اجساد آنان مصیبت بزرگتری بود که بارها حسین بن علی (ع) را تا مرز جان دادن پیش برد، مثلا به هنگام مشاهده بدن مثله مثله شده حضرت ابالفضل العباس، عکس العمل تلخ و جانکاهی از خود نشان داد و فرمود : « الان انکسر ظهری و قلت حیلتی » یا به هنگام شهادت علی اکبر و مشاهده بدن مثله شده در حالی که سر فرزندش را روی دامن گذاشته بود و صورتش را می بوسید فرمود: «یا ولی اما انت فقد استرحت من هم الدنیا و غمها و شدائدها …. و قد بقی ابوک»[۵]
مصیبت دوم: زمانی آغاز شد که همگی اصحاب به شهادت رسیدند و اجساد مطهر آنان چون گوشت قربانی قطعه قطعه شده بود و بر خاک کربلا افتاده بود؛ ابی عبدالله با مشاهده این اجساد نه تنها احساس غربت و تنهایی کردند بلکه تنهایی و بی پناهی کودکان و زنان را می دیدند که ساعتی دیگر گرفتار اراذل و اوباش سپاه کوفه می شدند، این مصیبت چنان سخت بود که بانگ برآورد: «اما مغیث یغیثنا لوجه الله، اما من ذاب یذب عن حرم رسول الله»[۶]
مصیبت سوم: در حالی که سید الشهدا (ع) در غم شهادت شهیدان کربلا می سوختند، مصیبت تلخ و سختی رخ داد که جان او را گرفت، چرا که پس از استغاثه به جانب خیمه رفتند و به زنان فرمودند: «ناولونی علیا الطفل حتی اودعه» کودکم علی را بیاورید تا با او وداع کنم در همین حین حرمله تیری افکند و کودک را در آغوش پدر به شهادت رسانید …
مصیبت چهارم: که از مصایب قبل سنگین تر بود حمله دشمن به خیام و فاصله اندازی میان امام و خیمه زنان و کودکان بود.مصیبتی که تحمل آن برای امام سخت و سنگین بود لذا فریاد کشیدند: «ویحکم یا شیعه آل ابوسفیان ان لم یکن لم دین و کنتم لا تخافون المعاد فکونوا احرارا فی دنیاکم … »[۷]
مصیبت پنجم: حزن انگیز ترین لحظه پیش از شهادت، زمان وداع امام با زنان و کودکان بود آن زمان که دور حضرت حلقه زدند و به آخرین امید خود نگاهی پز از حسرت و غم انداخته بودند. امام با آنان به گفتگو نشست و فرمود: «روپوش های بلندتان را بپوشید و برای بلا آماده شوید و بدانید که خدای متعال حافظ شماست…»
مصیبت ششم: پس از وداع با آل الرسول به جانب دشمن بازگشتند و به نبرد ادامه دادند تا آن که آنچه نمی بایست اتفاق بیفتد رخ داد، مصیبتی تلخ و سنگین که قلم از بیانش عاجز و قلب ها از شنیدنش ناتوان است که همان «قتل صبر» سیدالشهداء (ع) است.( رجوع شود به مقتل الحسین ج۲ ص ۴۲ و دیگر مقاتل مانند لهوف، مقتل مقرم و ابی مخنف …)
پی نوشت:
[۱] . المناقب لابن شهر آشوب ج۴ ص ۱۱۴
[۲] . کامل الزیارت باب ۲۶ ص ۸۱
[۳] . بحارالانوار ج۲۲ ص ۲۷۴
[۴] . مجمع البحرین کلمه صبر و دائره المعارف الاسلامیه ج۱۴ ص ۱۱۷
[۵] . مقتل الحسین ص ۱۲۹
[۶] . مقتل الحسین مقرم ص ۲۷۱
[۷] . تاریخ الطبری ج۲ ص ۳۲۳
در پاسخ باید گفت هر چند در نیم روز عاشورا مصیبات زیادی روی داد ولی شهادت حضرت و نوع شهادت ایشان جز به قتل صبر و زجر کش شدن قابل بیان و تفسیر نیست. دلیل بر این مدعا گزارش مرحله به مرحله مقتل الحسین بن علی است (ع) است که ارباب مقاتل به ویژه منابع دست اول و نزدیک به واقعه گزارش داده اند و ما تنها بخشی از این گزارش هارا می آوریم.
مصیبت یکم: هر چند در روز عاشورا امام (ع) و بیش از هفتاد و دو تن از اصحاب به شهادت رسیدند ولی تفاوت در این است که هر یک از اصحاب یک بار به قتل رسیدند و هیچ یک زنده نبودند تا مصیبات پس از خود را ببینند، ولی حسین بن علی (ع) نه تنها در یک نیم روز در مرگ بیش از هفتاد و دو تن از اصحاب داغدار شدند بلکه مثله و قطعه قطعه شدن اجساد آنان مصیبت بزرگتری بود که بارها حسین بن علی (ع) را تا مرز جان دادن پیش برد، مثلا به هنگام مشاهده بدن مثله مثله شده حضرت ابالفضل العباس، عکس العمل تلخ و جانکاهی از خود نشان داد و فرمود : « الان انکسر ظهری و قلت حیلتی » یا به هنگام شهادت علی اکبر و مشاهده بدن مثله شده در حالی که سر فرزندش را روی دامن گذاشته بود و صورتش را می بوسید فرمود: «یا ولی اما انت فقد استرحت من هم الدنیا و غمها و شدائدها …. و قد بقی ابوک»[۵]
مصیبت دوم: زمانی آغاز شد که همگی اصحاب به شهادت رسیدند و اجساد مطهر آنان چون گوشت قربانی قطعه قطعه شده بود و بر خاک کربلا افتاده بود؛ ابی عبدالله با مشاهده این اجساد نه تنها احساس غربت و تنهایی کردند بلکه تنهایی و بی پناهی کودکان و زنان را می دیدند که ساعتی دیگر گرفتار اراذل و اوباش سپاه کوفه می شدند، این مصیبت چنان سخت بود که بانگ برآورد: «اما مغیث یغیثنا لوجه الله، اما من ذاب یذب عن حرم رسول الله»[۶]
مصیبت سوم: در حالی که سید الشهدا (ع) در غم شهادت شهیدان کربلا می سوختند، مصیبت تلخ و سختی رخ داد که جان او را گرفت، چرا که پس از استغاثه به جانب خیمه رفتند و به زنان فرمودند: «ناولونی علیا الطفل حتی اودعه» کودکم علی را بیاورید تا با او وداع کنم در همین حین حرمله تیری افکند و کودک را در آغوش پدر به شهادت رسانید …
مصیبت چهارم: که از مصایب قبل سنگین تر بود حمله دشمن به خیام و فاصله اندازی میان امام و خیمه زنان و کودکان بود.مصیبتی که تحمل آن برای امام سخت و سنگین بود لذا فریاد کشیدند: «ویحکم یا شیعه آل ابوسفیان ان لم یکن لم دین و کنتم لا تخافون المعاد فکونوا احرارا فی دنیاکم … »[۷]
مصیبت پنجم: حزن انگیز ترین لحظه پیش از شهادت، زمان وداع امام با زنان و کودکان بود آن زمان که دور حضرت حلقه زدند و به آخرین امید خود نگاهی پز از حسرت و غم انداخته بودند. امام با آنان به گفتگو نشست و فرمود: «روپوش های بلندتان را بپوشید و برای بلا آماده شوید و بدانید که خدای متعال حافظ شماست…»
مصیبت ششم: پس از وداع با آل الرسول به جانب دشمن بازگشتند و به نبرد ادامه دادند تا آن که آنچه نمی بایست اتفاق بیفتد رخ داد، مصیبتی تلخ و سنگین که قلم از بیانش عاجز و قلب ها از شنیدنش ناتوان است که همان «قتل صبر» سیدالشهداء (ع) است.( رجوع شود به مقتل الحسین ج۲ ص ۴۲ و دیگر مقاتل مانند لهوف، مقتل مقرم و ابی مخنف …)
پی نوشت:
[۱] . المناقب لابن شهر آشوب ج۴ ص ۱۱۴
[۲] . کامل الزیارت باب ۲۶ ص ۸۱
[۳] . بحارالانوار ج۲۲ ص ۲۷۴
[۴] . مجمع البحرین کلمه صبر و دائره المعارف الاسلامیه ج۱۴ ص ۱۱۷
[۵] . مقتل الحسین ص ۱۲۹
[۶] . مقتل الحسین مقرم ص ۲۷۱
[۷] . تاریخ الطبری ج۲ ص ۳۲۳
- ۲.۰k
- ۰۸ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط