خلاصه کتاب آواز نمک و سایه
خلاصه:
داستان درباره ی اریس، دختری دورگه (نیمهانسان و نیمهپریدریایی) است که تواناییها و ظاهرش با دیگر پریهای دریایی تفاوت دارد. همین تفاوت باعث میشود در میان همنوعانش پذیرفته نشود و به هدف شکارچیانی تبدیل شود که به دنبال قدرت جادویی او هستند. او نه به دنیای انسانها تعلق دارد و نه در میان پریهای دریایی پذیرفته میشود. علاوه بر این، خون و فلسهای کمیابش قدرتی جادویی دارند که اگر به دست انسانها بیفتند، میتوانند از آن برای جادویی خطرناک استفاده کنند؛ به همین دلیل، سالهاست شکارچیان و دزدان دریایی او را تعقیب میکنند.
در یکی از شبهایی که برای نجات جانش فرار میکند، اریس ناچار میشود سوار کشتی سیاه و عظیمی شود که متعلق به گروهی از دزدان دریایی است. اما خیلی زود متوجه میشود که این کشتی با تمام کشتیهایی که تا به حال دیده تفاوت دارد؛ خدمهی آن گرفتار نفرینی باستانی هستند و با فرا رسیدن شب، سایهها و ارواح در عرشه سرگردان میشوند. بعضی از ملوانان قصد دارند او را بفروشند، بعضی دیگر از حضورش میترسند و عدهای باور دارند که آمدنش اتفاقی نبوده است. ادامه:
همزمان با ورود اریس به کشتی، رشتهای نقرهای از نور به نام گلیم (Glim) ظاهر میشود؛ نشانهای که طبق افسانههای قدیمی، تنها در حضور کسی دیده میشود که توانایی شکستن نفرین کشتی را دارد. به همین دلیل، کاپیتان مرموز کشتی اجازه نمیدهد اریس آنجا را ترک کند و او ناخواسته وارد سفری میشود که سرنوشتش با سرنوشت خدمهی کشتی گره میخورد.
در طول سفر، اریس باید با گذشتهی خود، هویت واقعیاش و قدرت صدایی که همیشه از آن فرار کرده روبهرو شود. از سوی دیگر، رابطهی او با کاپیتان کشتی نیز بهآرامی تغییر میکند؛ رابطهای که ابتدا بر پایهی بیاعتمادی و دشمنی شکل گرفته، اما با آشکار شدن رازهای مشترک، رنگ دیگری به خود میگیرد. در میان دریاهای طوفانی، موجودات افسانهای، نفرینهای کهن و رازهایی که سالها پنهان ماندهاند، اریس باید تصمیم بگیرد که به چه کسی اعتماد کند و برای به دست آوردن چیزی که از بدو تولد از او گرفته شده، تا کجا حاضر است پیش برود.
داستان درباره ی اریس، دختری دورگه (نیمهانسان و نیمهپریدریایی) است که تواناییها و ظاهرش با دیگر پریهای دریایی تفاوت دارد. همین تفاوت باعث میشود در میان همنوعانش پذیرفته نشود و به هدف شکارچیانی تبدیل شود که به دنبال قدرت جادویی او هستند. او نه به دنیای انسانها تعلق دارد و نه در میان پریهای دریایی پذیرفته میشود. علاوه بر این، خون و فلسهای کمیابش قدرتی جادویی دارند که اگر به دست انسانها بیفتند، میتوانند از آن برای جادویی خطرناک استفاده کنند؛ به همین دلیل، سالهاست شکارچیان و دزدان دریایی او را تعقیب میکنند.
در یکی از شبهایی که برای نجات جانش فرار میکند، اریس ناچار میشود سوار کشتی سیاه و عظیمی شود که متعلق به گروهی از دزدان دریایی است. اما خیلی زود متوجه میشود که این کشتی با تمام کشتیهایی که تا به حال دیده تفاوت دارد؛ خدمهی آن گرفتار نفرینی باستانی هستند و با فرا رسیدن شب، سایهها و ارواح در عرشه سرگردان میشوند. بعضی از ملوانان قصد دارند او را بفروشند، بعضی دیگر از حضورش میترسند و عدهای باور دارند که آمدنش اتفاقی نبوده است. ادامه:
همزمان با ورود اریس به کشتی، رشتهای نقرهای از نور به نام گلیم (Glim) ظاهر میشود؛ نشانهای که طبق افسانههای قدیمی، تنها در حضور کسی دیده میشود که توانایی شکستن نفرین کشتی را دارد. به همین دلیل، کاپیتان مرموز کشتی اجازه نمیدهد اریس آنجا را ترک کند و او ناخواسته وارد سفری میشود که سرنوشتش با سرنوشت خدمهی کشتی گره میخورد.
در طول سفر، اریس باید با گذشتهی خود، هویت واقعیاش و قدرت صدایی که همیشه از آن فرار کرده روبهرو شود. از سوی دیگر، رابطهی او با کاپیتان کشتی نیز بهآرامی تغییر میکند؛ رابطهای که ابتدا بر پایهی بیاعتمادی و دشمنی شکل گرفته، اما با آشکار شدن رازهای مشترک، رنگ دیگری به خود میگیرد. در میان دریاهای طوفانی، موجودات افسانهای، نفرینهای کهن و رازهایی که سالها پنهان ماندهاند، اریس باید تصمیم بگیرد که به چه کسی اعتماد کند و برای به دست آوردن چیزی که از بدو تولد از او گرفته شده، تا کجا حاضر است پیش برود.
- ۷.۸k
- ۰۶ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط