{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفقایم در بسیج شنیده بودند مصطفی ازم #خواستگاری کرده .

رفقایم در بسیج شنیده بودند مصطفی ازم #خواستگاری کرده .
از این طرف و آن طرف به گوشم میرساندند که " قبول نکن ، #متعصبه "
با خانم ها حرف میزد ، سرش را بالا نمی گرفت ، سر برنامه های #بسیج اگر فکر میکرد حرفش درست است ، کوتاه نمیامد .
به قول بچه ها حرف ، حرف خودش بود .
بعد از ازدواج
محبتش به من انقدر زیاد بود که رفقام باور نمیکردند این همان مصطفایی باشد که قبل از #ازدواج می شناختند ، طاقت نداشت سر درد من را ببیند .
.
.پ.ن: تعصب داشت و غیرت
از نامحرم روی برگردان بود و برای اهل خانه مهربان
#شهید_مصطفی_احمدی_روشن
دیدگاه ها (۹)

رفقایم در بسیج شنیده بودند مصطفی ازم خواستگاری کرده .از این ...

بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمحالا یک داستان و یک سرگذشتی...

#رمان#یادت_باشد#پارت_هشتم#شهید_حمید_سیاهکالی عمه هم گفت: « خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط