{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خــــــــــدایا...

خــــــــــدایا...
غرورم را شڪستم...
نجابتم ڪہ نشڪست...
شڪست؟
اشڪهایم ریخت...
حیایم ڪہ نریخت...
ریخت؟
گفتم دوســـــ♥تت دارم...
دوستی ڪہ
نخواستم...
خواستم؟
خواستم....
در دلم میخواندمش
میخواستمش...
تا ابد...
هرزگی ڪہ نڪردم...ڪردم؟

چیزے درونم منجمد شد...
او ڪہ ندید...
دید؟
هق هق ها را ڪہ
نشنید...
شنید؟
خواستم بداند و
به حرمت غرور شڪسته
سڪوت ڪند...
فقط خــــــــــواند....
..فقط دیـــــد...
فقط رفـــــــت…
دیدگاه ها (۵)

باد هم شوخی اش گرفته ! در میزند اما ... از پنجره سرک میکشد...

بعد از "خدا حافظی" بر نگرد و عقب را نگاه نکن ... بد درد س...

سَِلامـِ مَنـ بهـ غُنـچهـ ای کِه صُبـــحدَمـ ، بهـ خَنـدهـ ...

رویِ دَستِ شَب مـانده ام ! دیگر حتی ; خـــواب هم مـَـرا...

خــــــــــدایا... غرورم را شڪستم...نجابتم ڪہ نشڪست...

خــــــــــدایا... غرورم را شڪستم...نجابتم ڪہ نشڪست...

خــــــــــدایا... غرورم را شڪستم...نجابتم ڪہ نشڪست...

خــــــــــدایا...غرورم را شڪستم...نجابتم ڪہ نشڪست... ...

خــــــــــدایا...غرورم را شڪستم...نجابتم ڪہ نشڪست... ...

خــــــــــدایا...غرورم را شڪستم...نجابتم ڪہ نشڪست... ...

خــــــــــدایا...          غرورم را شڪستم...نجابتم ڪہ نشڪست...

خــــــــــدایا... غرورم را شڪستم...نجابتم ڪہ نشڪست...

خــــــــــدایا...غرورم را شڪستم...نجابتم ڪہ نشڪست... ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط