{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ماندم به چمن شب شد و مهتاب برآمد

ماندم به چمن شب شد و مهتاب برآمد

سیمای شب آغشته به سیماب برآمد

آویخت چراغ فلک از طارم نیلی

قندیل مه آویزه محراب برآمد

دریای فلک دیدم و بس گوهر انجم

یاد از توام ای گوهر نایاب برآمد

چون غنچه دل تنگ من آغشته به خون شد

تا یادم از آن نوگل سیراب برآمد

شهریار
دیدگاه ها (۶)

.ماندم به چمن شب شد و مهتاب برآمدسیمای شب آغشته به سیماب برآ...

ماندم بچمن شب شدومهتاب برآمدسیمای شب آغشته بسیماب برآمدآویخت...

‹ ماندم به چمن شب شد و مهتاب برآمد سیمای شب آغشته به سیماب ب...

#درین‌شب‌های‌مهتابی‌که‌می‌گردم‌میان‌بیشه‌های‌سبز ِ‌گیلان با ...

چنین گفت آن سخن‌دان سخن‌سنجکه در گنجینه بودش از سخن گنجکه در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط