شمالها

شمالها
ای انـتـهای خـوب ِ همه احتمالـها
تا از خطوط ِ ممتد ِ چشمان ِ من روی
پـر می شود تمام ِ شبم از سئوالها
حوای با مرام ِ منی مـی شناسمت
می چینم از خیالِ تو سیب ِ محالها
از سایه سار آیه ی ِ رحمت رسیده ای
از یک طلوع ِ ریخته در زیـر ِ شالها
رویای کهکشانی من در تو گم شده
ای دامن ِ تو کوچه ی آهو خصالها
بالای گونه های تو فانوس ِ بندری
پیراهنت قصیده ای از پـرتـقـالها
دلواپسم بـرای شما نـازنین ِ مـن
می تـرسم از نگاه ِ سیاه ِ شغالها
بانو زمین بـرای شما آفـریده شد
تا پر شود به شوق ِ تو تقویم ِ سالها
دیدگاه ها (۱)

زیبای من ،عروس ِ قشنگ ِ شمالها ای انـتـهای خـوب ِ همه احتمال...

‌خاطرم هست که آدینه تماشایی بودوقتی از آمدنت،کوچه چراغان می ...

یا کنج قفس یا مرگ،این بختِ کبوترهاستدنیا پل باریکی بین بد و ...

p12

عیسی اسدی شاعر تهرانی

گویا فیروزکوهی شاعر تهرانی

لبخند مرا بس بود آغوش لهم می کرد آن بوسه مرا میکشت لب منهدم...

مهرنوش قربانعلی

لایک بازنشر فراموش نشه مهربونا

وقتی رقص هوش و حواس نمیذاره برات|

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط