سلام مولای سوگوارمان🖤
سلام مولای سوگوارمان🖤
هنوز بغض گلوگیر مجتبای علی، در پیچ آن کوچه، شما را صدا می زند ...
هنوز پهلوی شکسته ی بانوی بهشت، در محاصره ی درد و آتش و اشک، شما را می خواند ...
هنوز غربت بی پایان مرتضی، وقتی پیکر کبود زهرایش را در خاک می نهاد، شما را صدا می زند ...
بازآیید ای منقم مادر ...
هنوز بغض گلوگیر مجتبای علی، در پیچ آن کوچه، شما را صدا می زند ...
هنوز پهلوی شکسته ی بانوی بهشت، در محاصره ی درد و آتش و اشک، شما را می خواند ...
هنوز غربت بی پایان مرتضی، وقتی پیکر کبود زهرایش را در خاک می نهاد، شما را صدا می زند ...
بازآیید ای منقم مادر ...
- ۲۵۰
- ۱۴ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط