با قامت خمیده هم از آسمان سر است

تفسیر او به دست قلم نامیسّر است
در شأن او غزل ننویسیم بهتر است

شأن نزول یک پری از آسمان به خاک
دامان مادری‌ست که در شأن کوثر است

هر مصرعم لبی‌ست که لبخند می‌زند
این بیتِ من شبیهِ لبان پیمبر است..

او فاطمه‌ست معنی این نام را هنوز
از هر زبان که می‌شنوم نامکرّر است..

در کوچه بوی آتش و در خانه عطر گل
مرز بهشت و دوزخ از آن روز این در است

با پهلوی شکسته هم از کوه، کوه‌تر
با قامت خمیده هم از آسمان سر است

لبخند می‌زند که بخندند بچه‌ها
مادر اگر که جان بدهد باز مادر است

مولا هنوز اوّل بی‌هم‌نفس شدن
بانو در انتظار نفس‌های آخر است!

#فاطمیه
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#مهدی_مردانی
دیدگاه ها (۵)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑤_بخش دوم_سلام می‌کنیم.پشت سر وو...

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

از دشمنان تا عاشقان

پارت ۱۴: فرار به سویِ روشناییا.ت با نگاه به کدهایی که روی ما...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت پارت ۱۶ | «هدیه‌ی جونگ‌کوک» 🎁😂 ...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟛در سمت چپ ِ سینه‌ام ؛سرزمینی‌ست کوچککه تو برای آن خو...

Borrowed Life PART:2همه خشکشون زد.^ لینا... درسته قبلاً به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط