{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نتوانم به تو پیوستن و نی از تو گسستن

نتوانم به تو پیوستن و نی از تو گسستن

نه ز بند تو رهایی نه کنار تو نشستن

ای نگاه تو پناهم! تو ندانی چه گناهی ست

خانه را پنجره بر مرغک طوفان زده بستن

تو مده پندم از این عشق که من دیر زمانی

خود به جان خواستم از دام تمنای تو رستن

دیدم از رشته ی جان دست گسستن بود آسان

لیک مشکل بود این رشته ی مهر تو گسستن

امشب اشک من ازرد و خدا را که چه ظلمی ست

ساقه ی خرم گلدان نگاه تو شکستن

سوی اشکم نگهت گرم خرامید و چه زیباست

آهوی وحشی و در چشمه ی روشن نگرستن م سرشک
دیدگاه ها (۱)

🌱🍒نتوانم به تو پیوستن و نی از تو گسستننه ز بند تو رهایی نه ک...

نتوانم به تو پیوستن و نی از تو گسستننه ز بند تو رهایی نه کنا...

نه توانم به تو پیوستن و نی از تو گسستننه ز بندِ تو رهایی؛ نه...

امشب اشک من ازرد و خدا را که چه ظلمی ستساقه ی خرم گلدان نگاه...

نه توانم به تو پیوستن و نی از تو گسستننه ز بندِ تو رهایی؛ نه...

https://telegram.me/joinchat/Ar8x7zxmyDL_wXylm7KI-Q#عاشقانهن...

اینو گذاشتم به یاد قدیم که کوردان مانای عزیزم تو ویس بود جاش...

کیانا وحدتی

مهدی شریفی شادفر شاعر سنقری

اسفندیار جهانشیری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط