{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نه توانم به تو پیوستن و نی از تو گسستن

نه توانم به تو پیوستن و نی از تو گسستن
نه ز بندِ تو رهایی؛ نه کنارِ تو نشستن

ای نگاه تو پناهم، تو ندانی چه گناهی ست
خانه را پنجره بر مرغک طوفان‌زده بستن
#شفیعی_کدکنی
دیدگاه ها (۱)

ساحلی غم زده باشی چه کسی می فهمدکه فراموشی یک مرغ مهاجر سخت ...

شبِ تارُغمِ یارُدلِ زار...چه غریبانه شبیستشب تنهاییه من! #سه...

کاش ممنوعه نبودی آن وقتانقدر سیر در اغوش میکشیدمتک یادم برود...

چشمت افسونگر دلهاست به افسانه قسمباده در چنگ تو رسواست به پی...

مردی که در کنارم بود

شهید زنده ای جانباز نستوهصلابت در تنت پیچیده چون کوهگل خورشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط