من تورا درچالشی ازعشق دعوت میکنم
من تورا درچالشی ازعشق دعوت میکنم
حس نا آرام خود را با تو قسمت میکنم
شرم اگر چه مهلت حرفم نداده بارها
با غزل اینبار در گفتن جسارت میکنم
هرچه دارم جزهمین دفترچه ی شعرو قلم
در کناری میگذارم با تو خلوت میکنم
واژه ها گر درحضورت رنگ خودرا باختند
با کلامی ساده در عشقم سماجت میکنم
رشوه خواهم داد خورشیدطلایی را به زور
تا نبیندصورتت را چون حسادت میکنم
یاتو میمانی پس از امروز کنارم سالها
یا نمی مانی و من با غصه عادت میکنم
حس نا آرام خود را با تو قسمت میکنم
شرم اگر چه مهلت حرفم نداده بارها
با غزل اینبار در گفتن جسارت میکنم
هرچه دارم جزهمین دفترچه ی شعرو قلم
در کناری میگذارم با تو خلوت میکنم
واژه ها گر درحضورت رنگ خودرا باختند
با کلامی ساده در عشقم سماجت میکنم
رشوه خواهم داد خورشیدطلایی را به زور
تا نبیندصورتت را چون حسادت میکنم
یاتو میمانی پس از امروز کنارم سالها
یا نمی مانی و من با غصه عادت میکنم
- ۷۹۴
- ۱۰ خرداد ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۳۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط