{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب که سنگفرش خیابانها خالی ازصدای پای رهگذران در سکوت غ

دیشب که سنگفرش خیابانها خالی ازصدای پای رهگذران در سکوت غرق شده بود، باکوله باری از درد و خاطره تا انتهای سقف نورانی آسمانها رفتم تا شاید پیش از طلوع خورشید مهمان عاطفه ات باشم،چرا که می پنداشتم در سپیدی روز سایه عشقی در سکوت انتظار مرا میکشد. ولی افسوس از حجم تنهاییهایت برایت می نویسم که تاریکی آبی ترین روزهایم را در پنجه خویش گرفته و هیچ مانعی نخواهد توانست موج اشکهایم را آرام کند. و اینک با چشمی گریان،دلی عریان و دامنی پراز غم میروم تا زخم تنهاییم را در میان خروارها خاک پنهان کنم...
دیدگاه ها (۳)

يادش بخيراين شعرروتوسربازي وقتي كه ٨ماه خدمت بودم خوب يادمه ...

آرامش یعنی حضور تو درهرثانیه‌يِ من❤️🪬''#کلیپ #ویدیو #عشق #عا...

واقعا چطور میتونن پشت یک قاتل رو بگیرن؟؟!!البته وجدان که ندا...

حواسمون باشه خدایی هم هست...#میدان_علیخانی #عدالت

🍁🍂 میشود با تو شعر خواندبا تو چای نوشیدموهایت را کمی بوییددر...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱۱. خد...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱۱. خد...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱۰. خد...

عشق آن است که یوسف بخورد شلّاقیدرد تا مغزِ سر و جانِ زلیخا ب...

NOT LOUD ENOUGH🛐𝐍𝐞𝐰 𝐩𝐨𝐬𝐭.𖥔 ݁ ˖🩷✦با لایک و کامنت هاتون خوشحال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط