بررسی سنت «خویدوده» در عصر ساسانی (پارت 1)
سلام و درود بر دوستان گرامی
یه ذره میخوام از فضای میم و مدفوعپستینگ فاصله بگیرم و برم سراغ مباحث تاریخی.
امروز میخوام از حقایقی صحبت کنم که الان با توجه به ظهور گسترده موج «ایرانشهریها» در اینترنت ایران به یک بحث بسیار جنجالی و حساس تبدیل شده؛
(جریان ایرانشهری = متشکل از وطنپرستی فیک و نگاه تعصبآمیز به تاریخ و سعی برای نشون دادن ایران قبل از اسلام و ساسانیان به این شکل که «همه چیز گل و بلبل بود تا اینکه اعراب و اسلام اومدن...» و هرگونه نقد تاریخی یا فکتی که کوچکترین انتقادی داخل داشته باشه رو دروغ و توطئه میدونن)
الانم مطمئنم یه عده با دیدن این پست من فوراً گارد تدافعی به خودشون میگیرن و به من برچسب میزنن یا این پست رو "توهین به ایران" میبینن که خب من با توجه به تاریخچه حضور و فعالیتها و تغییرات تفکراتم در فضای مجازی از همه اینا آگاهی دارم.
دوستان من، حقیقت تاریخی در شعارهای مجازی نیست در متون و شواهد هست. ما باید برای درک درست حقیقت، شجاعت مواجهه با نقطهضعفهای تاریخمون هم داشته باشیم و بدونیم که تاریخ هر ملتی هم از نقاط افتخارآمیز و مثبت و هم نقاط چالشبرانگیز یا حتی منفی تشکیل شده (حالا بسته به اون کشور ممکنه هرکدوم بیشتر یا کمتر باشه)
بنابراین، این چند پست احتمالاً اولین نقد صریح و علنی به تفکر جریان ایرانشهری و عبور از اون فیلتر ناسیونالیستی افراطی هست.
خیلی خب بریم سراغ مبحث اصلیمون.
بسیاری از پژوهشگرهای تاریخ ایران باستان با واژه «خویدوده» (Xwēdōdah) در احکام زرتشتی میانه برخورد کردن. این اصطلاح در متون حقوقی و مذهبی زرتشتی میانه (دوره ساسانی و خصوصاً قرون اولیه اسلامی که حالا علتشو میگم) تکرار شده و به معنی «ازدواج با خویشاوندان نزدیک» هست.
حالا الان یه عده بلند میشن میگن که «تو میخوای بگی اونا ازدواج با محارم (مادر و خواهر) میکردن اما واقعیت اینه که اونا ازدواجشون با دخترخاله و پسردایی و... اینجور اقوام بوده نه مادر و خواهر»؛ منم اینو میدونم و اتفاقاً موضوعی که میخوام بهش بپردازم همینه که «چرا این رسم از ازدواجهای با فامیلهای نزدیک تبدیل شد به ازدواج با محارم و مادر و خواهر.
بر اساس پژوهشهای مستندی که اخیراً توسط انتشارات دانشگاه کمبریج و سایر منابع آکادمیک تهیه شده ابعاد جدیدی از این رسم روشن شده.
1. علت و چرایی خویدوده:
بذارید اول از همه اصلاً به این موضوع بپردازیم که چرا این رسم خویدوده در دوران ساسانیان توسط موبدان زرتشتی ایجاد شده؟ چون شاید برای خیلیا سؤال باشه.
رفقا در ابتدا باید بگم که در ایران باستان تنها خاندانی که با کمک و پشتیبانی موبدان و مغهای زرتشتی (مجوس) به حکومت ایران رسید خاندان ساسانیان بودن (موبد بزرگ «تنسر»). آلساسان در جنوب چون پیوند عمیقی با ریشههای مذهبی زرتشت (مزدیسنا) داشت همواره مورد حمایت موبدان بودن. جد این خاندان یعنی "ساسان" (که میشه پدربزرگ اردشیر بابکان بنیانگذار حکومت ساسانی) یک موبد بلندپایه و نگهبان معبد «آناهیتا» (دختر اهورامزدا طبق روایات زرتشتی در بخش "یشتها" از اوستای نو) در شهر استخر پارس بود.
در حکومتهای قبلی (مادها، هخامنشیان، سلوکیان و اشکانیان) دین زرتشت یک دین محلی فقط محدود به یک گروه خاص (مجوس) بود و در کنار ادیان دیگه مثل میترائیسم (مهرپرستی)، هلنیسم (دین یونانی)، مزداپرستی، آیینهای سکایی، مسیحیت و... حضور داشت و در کل ساختار رسمی و دولتی اصلاً نداشت؛
اما در دوران ساسانیان، اردشیر بابکان اومد دین زرتشت رو دین رسمی کشور اعلام کرد و با کسی حمایت موبدان حکومتش رو مشروع کرد، اونجا بود که رسماً حکومت دینی تشکیل شد. (دقیقاً مثل کاری که کنستانتین کبیر در امپراتوری روم انجام داد و مسیحیت رو دین رسمی اعلام کرد)
از اونجایی که خاندان ساسانی مورد حمایت موبدان بود، موبدان اومدن گفتن که خون و "تخمه" (همون ژن خودمون) ساسانیان حامل یک نیروی مهم در زرتشت به نام «فره ایزدی» بود و خب این به عنوان یک جایگاه مهم اجتماعی مطرح بود. موبدان زرتشتی نمیخواستن که با ازدواجهای زنان و دختران این خاندان با افراد غریبه (از خاندانهای دیگه)، اون خون خالص ساسانی آلوده بشه و موقعیت اجتماعی ساسانیان به خطر بیفته. (ما مثلاً در اروپا دیدیم که خیلی از جنگهای دوران قرونوسطا و رنسانس بخاطر همین مسائل خاندانی و ازدواجها اتفاق میفتاد، در واقع موبدان زرتشتی هم یه چیزی مثل این میخواستن اتفاق نیفته) برای همین اومدن گفتن که آقا باید ازدواجهای خاندان ساسانی کاملاً داخلی باشه.
پارت بعدی: wisgoon.com/p/OV4GR795P3/
#afhu
یه ذره میخوام از فضای میم و مدفوعپستینگ فاصله بگیرم و برم سراغ مباحث تاریخی.
امروز میخوام از حقایقی صحبت کنم که الان با توجه به ظهور گسترده موج «ایرانشهریها» در اینترنت ایران به یک بحث بسیار جنجالی و حساس تبدیل شده؛
(جریان ایرانشهری = متشکل از وطنپرستی فیک و نگاه تعصبآمیز به تاریخ و سعی برای نشون دادن ایران قبل از اسلام و ساسانیان به این شکل که «همه چیز گل و بلبل بود تا اینکه اعراب و اسلام اومدن...» و هرگونه نقد تاریخی یا فکتی که کوچکترین انتقادی داخل داشته باشه رو دروغ و توطئه میدونن)
الانم مطمئنم یه عده با دیدن این پست من فوراً گارد تدافعی به خودشون میگیرن و به من برچسب میزنن یا این پست رو "توهین به ایران" میبینن که خب من با توجه به تاریخچه حضور و فعالیتها و تغییرات تفکراتم در فضای مجازی از همه اینا آگاهی دارم.
دوستان من، حقیقت تاریخی در شعارهای مجازی نیست در متون و شواهد هست. ما باید برای درک درست حقیقت، شجاعت مواجهه با نقطهضعفهای تاریخمون هم داشته باشیم و بدونیم که تاریخ هر ملتی هم از نقاط افتخارآمیز و مثبت و هم نقاط چالشبرانگیز یا حتی منفی تشکیل شده (حالا بسته به اون کشور ممکنه هرکدوم بیشتر یا کمتر باشه)
بنابراین، این چند پست احتمالاً اولین نقد صریح و علنی به تفکر جریان ایرانشهری و عبور از اون فیلتر ناسیونالیستی افراطی هست.
خیلی خب بریم سراغ مبحث اصلیمون.
بسیاری از پژوهشگرهای تاریخ ایران باستان با واژه «خویدوده» (Xwēdōdah) در احکام زرتشتی میانه برخورد کردن. این اصطلاح در متون حقوقی و مذهبی زرتشتی میانه (دوره ساسانی و خصوصاً قرون اولیه اسلامی که حالا علتشو میگم) تکرار شده و به معنی «ازدواج با خویشاوندان نزدیک» هست.
حالا الان یه عده بلند میشن میگن که «تو میخوای بگی اونا ازدواج با محارم (مادر و خواهر) میکردن اما واقعیت اینه که اونا ازدواجشون با دخترخاله و پسردایی و... اینجور اقوام بوده نه مادر و خواهر»؛ منم اینو میدونم و اتفاقاً موضوعی که میخوام بهش بپردازم همینه که «چرا این رسم از ازدواجهای با فامیلهای نزدیک تبدیل شد به ازدواج با محارم و مادر و خواهر.
بر اساس پژوهشهای مستندی که اخیراً توسط انتشارات دانشگاه کمبریج و سایر منابع آکادمیک تهیه شده ابعاد جدیدی از این رسم روشن شده.
1. علت و چرایی خویدوده:
بذارید اول از همه اصلاً به این موضوع بپردازیم که چرا این رسم خویدوده در دوران ساسانیان توسط موبدان زرتشتی ایجاد شده؟ چون شاید برای خیلیا سؤال باشه.
رفقا در ابتدا باید بگم که در ایران باستان تنها خاندانی که با کمک و پشتیبانی موبدان و مغهای زرتشتی (مجوس) به حکومت ایران رسید خاندان ساسانیان بودن (موبد بزرگ «تنسر»). آلساسان در جنوب چون پیوند عمیقی با ریشههای مذهبی زرتشت (مزدیسنا) داشت همواره مورد حمایت موبدان بودن. جد این خاندان یعنی "ساسان" (که میشه پدربزرگ اردشیر بابکان بنیانگذار حکومت ساسانی) یک موبد بلندپایه و نگهبان معبد «آناهیتا» (دختر اهورامزدا طبق روایات زرتشتی در بخش "یشتها" از اوستای نو) در شهر استخر پارس بود.
در حکومتهای قبلی (مادها، هخامنشیان، سلوکیان و اشکانیان) دین زرتشت یک دین محلی فقط محدود به یک گروه خاص (مجوس) بود و در کنار ادیان دیگه مثل میترائیسم (مهرپرستی)، هلنیسم (دین یونانی)، مزداپرستی، آیینهای سکایی، مسیحیت و... حضور داشت و در کل ساختار رسمی و دولتی اصلاً نداشت؛
اما در دوران ساسانیان، اردشیر بابکان اومد دین زرتشت رو دین رسمی کشور اعلام کرد و با کسی حمایت موبدان حکومتش رو مشروع کرد، اونجا بود که رسماً حکومت دینی تشکیل شد. (دقیقاً مثل کاری که کنستانتین کبیر در امپراتوری روم انجام داد و مسیحیت رو دین رسمی اعلام کرد)
از اونجایی که خاندان ساسانی مورد حمایت موبدان بود، موبدان اومدن گفتن که خون و "تخمه" (همون ژن خودمون) ساسانیان حامل یک نیروی مهم در زرتشت به نام «فره ایزدی» بود و خب این به عنوان یک جایگاه مهم اجتماعی مطرح بود. موبدان زرتشتی نمیخواستن که با ازدواجهای زنان و دختران این خاندان با افراد غریبه (از خاندانهای دیگه)، اون خون خالص ساسانی آلوده بشه و موقعیت اجتماعی ساسانیان به خطر بیفته. (ما مثلاً در اروپا دیدیم که خیلی از جنگهای دوران قرونوسطا و رنسانس بخاطر همین مسائل خاندانی و ازدواجها اتفاق میفتاد، در واقع موبدان زرتشتی هم یه چیزی مثل این میخواستن اتفاق نیفته) برای همین اومدن گفتن که آقا باید ازدواجهای خاندان ساسانی کاملاً داخلی باشه.
پارت بعدی: wisgoon.com/p/OV4GR795P3/
#afhu
- ۱۱.۴k
- ۰۱ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط