{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گنجشک به خدا گفت :

گنجشک به خدا گفت :

لانه کوچکی داشتم ....

آرامگاه خستگی ام سر پناه بی کسی ام .

طوفان تو آن را از من گرفت

کجای دنیای تو را گرفته بود ....

خدا گفت : ماری در راه لانه ات بود تو

خواب بودی

باد را گفتم لانه ات را واژگون کند

آنگاه تو از کمین مار پر گشودی

و چه بسیار بلاها که از تو بواسطه محبتم

دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام

برخواستی ...

سایه لطف خدابرسرتان مستدام..

درپناه حق..شبتون خوش!!
دیدگاه ها (۹)

پاييز را چہ شده؟!!!؟!●مهـــــر........ اسيدپاشــى!●آباڹ........

قديما شبا تو بالا پشت بوم ميخوابيديم و ستاره ها رو مي شمرديم...

دیگر خسته نیستم...دیگر روز ها برایم تکراری نیست ...وقتی با ت...

لینک آهنگ علیm2 ب نام مرتضی پاشاییhttp://dl2.download-music....

یکشنبه95/05/17ساعت11:35گنجشک به خدا گفت لانه کوچکی داشتم آر...

گنجشکی به خدا گفت؟ لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه ...

گنجشکی به خدا گفت؟ لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم...

گنجشکی به خدا گفت؟لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه ب...

***گنجشکی به خدا گفت: ...

گنجشکی به خدا گفت؟لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه ب...

گنجشکی به خدا گفت؟ لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه ...

گنجشکی به خدا گفت؟لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه ب...

گنجشکی به خدا گفت؟ لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه ...

گنجشک به خدا گفت: لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی ام، سرپناه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط