‍ #یادی_از_شهدا

‍ #یادی_از_شهدا

همرزم شهید حاج حسین خرازی:

برای سرکشی به قسمت انبار رفته بود.
رئیس انبار که او را نمی‌شناخت، مورد خطاب قرار داده بودش، که با ایستادن و نگاه کردن کاری از پیش نمی رود.
او هم دست به کار شده بود و حسابی کمک کرده بود.
بعد از ظهر رئیس انبار از اطرافیان او پرسیده بود که سرباز کدام دسته است تا با فرمانده اش صحبت کند و او را به انبار منتقل کند.
و او حاج حسین خرازی فرمانده لشکر امام حسین (ع) بود...

#شهید_حسین_خرازی

#بسیج_سایبری
دیدگاه ها (۱)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

برای سرکشی به قسمت انبار رفته بود . رئیس انبار که او را نمیش...

برای سرکشی به قسمت انبار رفته بود ... رئیس انبار که او را نم...

مقایسه کنید با داستان سرباز بابلی

#اخلاق_شهدایی « اگر ڪسی او را نمی شناخت ؛ هرگز باور نمی ڪرد ...

شهدا ذره ای ادعا در کارشان نبود تا توانستن عاقبت بخیری را ا...

❇ ️ بر اثر اصابت تیر، از ناحیه کتف مجروح شده بود. یک روز تصم...

شهرداری که سردار ایران شد

او همیشه با لباس بسیجی کنار نیرو‌ها بود. اگر کسی او را نمی‌ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط