{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاهد مرگ غم انگیز بهارم چه کنم

شاهد مرگ غم انگیز بهارم چه کنم
ابر دلتنگم اگر زار نبارم چه کنم
نیست از هیچ طرف راه برون شد ز شبم
زلف افشان تو گردیده حصارم چه کنم
از ازل ایل و تبارم همه عاشق بودند
سخت دلبسته ی این ایل و تبارم چه کنم
من کزین فاصله غارت شده ی چشم تو ام
چون به دیدار تو افتد سرو کارم چه کنم
یک به یک با مژه هایت دل من مشغول است
میله های قفسم را نشمارم چه کنم
دیدگاه ها (۵)

اِی "عــــــشق .."" بِزَن اسمِ مَرا خَط زِ کتابَت ..!! " مَ...

تو فکرش را بکن !!از شهری که بهار و پاییزش تابستان است ،بخواه...

می خواستمبا دنیا دوست باشمبا درد بیگانهدست هایم را گم کردندخ...

در شهر کودکی ام عروسک ها به خواب رفته اند و من سرگردان به دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط