{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بسم رب الشهدا و الصدیقین:

بسم رب الشهدا و الصدیقین:

شب عاشورا، سید احمد همه بچه ها رو جمع کرد. شروع کرد براشون به حرف زدن.
گفت:« حر، شب عاشورا توبه کرد. امام هم بخشیدش و به جمع خودشون راهش دادند. بیایید ما هم امشب حر امام حسین علیه السلام بشیم.»
نصف شب که شد.
گفت: پوتین هاتون رو در بیارین بندهای پوتین ها رو به هم گره زد.بعد توی پوتین ها خاک ریخت و انداختشون روی دوشمون.گفت:«حالا بریم»
چند ساعت توی بیابون های کوزران پیاده رفتیم و عزاداری کردیم اون شب احمد چیزهایی رو زمزمه می کرد که تا اون موقع نشنیده بودم.


  مشخصات شهید:
شهید سید احمد پلارک
-فرمانده آرپی جی زن های گردان عمار لشکر 27 محمد رسول الله -
تولد: 1334تهران-شهادت: 1366کربلای 8 شلمچه
-محل دفن: بهشت زهرا 

 راوی:همرزم شهید
پیج لاین
http://line.me/ti/p/%40yck0500m
لینک کانال مون در تلگرام
https://telegram.me/shahidan313gomnam
دیدگاه ها (۳)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

شکست نور

🌹 شهیدسیداحمد پلارک🌹 💠 شب عاشورا ...💠 شب عاشورا، سید احمد ه...

#سالگرد_شهادت🌷 ‍ ❃↫🌷«بِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ والصِ...

شب جمعه شهدا را یاد کنیم با ذکر صلوات

‍ ✅ شب عاشورا ، همه ی بچه ها را جمع کرد . 🔺 گفت : حر ، وقت...

سید احمد پلارک شهیدی که مزار پاکش بوی عطر می‌دهد.او همیشه مش...

📌روایت آخر از زبان شهید سید احمد پلارک:رفاقت بلد باش،بقیه‌اش...

..... سید احمد پلارک  شهیدی كه مزار پاكش بوی عطر می‌دهد. مزا...

پرنده شهادت بی سبب بر شانه کسی نمی نشیند 👇👇👇👇

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط