{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردي در حالي كه به قصرها و خانه هاي زيبا مينگريست به دوست

مردي در حالي كه به قصرها و خانه هاي زيبا مينگريست به دوستش گفت: وقتي اين همه اموال رو تقسيم ميكردن ما كجا بوديم. دوست او دستش رو گرفت و به بيمارستان برد و گفت.: وقتي اين بيماريها رو تقسيم ميكردن ما كجا بوديم!!!!

خدايا واسه داده ها و نداده هات شكر...

اگه ارزششو داره اینو برای لااااااااااااااااااااااااااااااااایک کن؛
الهی!یک ذهن آرام.....
یک تن سالم......
یک خواب شیرین....
یک خیال راحت...
یک روز قشنگ.....
یک خبر خوش......
یک خوشی از ته دل....

نصیب تموم دوستای عزیزم کن.... آمین..,
دیدگاه ها (۲۶)

**سیلاااااااااااام دوستای خوبم**خوبید وااااااااااااای ک چقد ...

روزی جراحی برای تعمیر اتومبیلش آن را به تعمیرگاهی برد. تعمیر...

ﺩﻻﯾﻞ ﺑﺎ ﺍﺭﺯﺵ ﺑﻮﺩﻥ ﺯﻥ: ﺑﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ: ﺯﻥ ﺍﮔﺮ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺁﻓ...

مردی اتاق هتلی را تحویل گرفت .در اتاقش کامپیوتری بود،بنابرای...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۱

پارت ۱۳#عمارت_بونتن_با_حضور_دو_سانو_ی_اعظم ●●●●●●●●●■■■■○■■■...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART³¹(نایون+...

ابلیس

Anya x Damianپارت۵۶

یوشیرو حتی بهتر از کامیل کازوتورا رو میشناختچون کامیل همیشه ...

مردي در حالي كه به قصرها و خانه هاي زيبا مينگريست به دوستش گ...

مردي در حالي كه به قصرها و خانه هاي زيبا مينگريست به دوستش گ...

مردي در حالي كه به قصرها و خانه هاي زيبا مينگريست به دوستش گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط