شعر من دست خودم نیست خودت می دانی

شعر من دست خودم نیست خودت می دانی

تو که اشعار مرا از دل من می خوانی

اهل بوشهرم و نازک دل و احساساتی

چه کنم با دل این شاعر شهرستانی؟

آمد از گرم ترین کوچه بوشهر بویت

باد می گفت که تو اهل همین «میلانی»

خنده ات سبز و لبت سرخ و دلت شیرین است

ناقلا راست بگو پسته ی رفسنجانی؟

مدل موی تو زیباست ببخشید ولی

چند ماهست ندیدست تو را سلمانی؟

جای سوغات برایم غزلی ناب بخوان

تو خودت باقلوایی تو خودت سوهانی

اگر این شعر مرا نقد کنی می زنمت

این غزل دست خودم نیست خودت می دانی


GOLPESAR_7
دیدگاه ها (۱)

با اجازه غزلی تازه فدایت کردمبر سر سجده نه در شعر دعایت كردم...

از دو عالم دردت ای #دلدار بس باشد مراکافر عشقم اگر غیر #تو ک...

گاهی وقت‌ها باید با خدا این‌گونه نجوا کرد...خدایا... تو غیر ...

فراتر از خویش

وقتی لب تو خنده زد

در خیالات خودم، در زیر بارانی که نیستمی‌رسم با تو به خانه، ا...

#عاشقانه_های_من#موزیک #آهنگ #ترانه #پاییز #پاییز_زیبا #پاییز...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

چو نمازِ شامِ هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری غم و نو...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش سوم__سوروسترمز می‌گیرم.صورتش را می‌گیرم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط