لحظه هایی هستند
لحظه هایی هستند
که هستیم
چه تنها ، چه در جمع
اما خودمان نیستیم
انگار روحمان می رود
همانجا که می خواهد
بی صدا
بی هیاهو
همان لحظه هایی که
راننده ی آژانس میگوید رسیدین خانم
فروشنده می گوید باقی پول را نمی خواهی؟
راننده تاکسی میگوید صدای بوق را نمی شنوی
و مادر صدا میکند حواست کجاست ؟
آهنگ بار دهم تکرار شد
هوا رو شن شد
تاریک شد
چایی سرد شد
غذا یخ کرد
و نفهمیدیم که رسیدیم خانه
و کی گریه هایمان بند آمد
و کی عوض شدیم
کی دیگر نترسیدیم
از ته دل نخندیدیم
و دل نبستیم
و چطور یکباره انقدر بزرگ شدیم
از آرزوهایمان کی گذشتیم
و کی دیگر اورا برای همیشه فراموش کردیم " یک لحظه سکوت برای لحظه هایی که خودمان نیستیم
که هستیم
چه تنها ، چه در جمع
اما خودمان نیستیم
انگار روحمان می رود
همانجا که می خواهد
بی صدا
بی هیاهو
همان لحظه هایی که
راننده ی آژانس میگوید رسیدین خانم
فروشنده می گوید باقی پول را نمی خواهی؟
راننده تاکسی میگوید صدای بوق را نمی شنوی
و مادر صدا میکند حواست کجاست ؟
آهنگ بار دهم تکرار شد
هوا رو شن شد
تاریک شد
چایی سرد شد
غذا یخ کرد
و نفهمیدیم که رسیدیم خانه
و کی گریه هایمان بند آمد
و کی عوض شدیم
کی دیگر نترسیدیم
از ته دل نخندیدیم
و دل نبستیم
و چطور یکباره انقدر بزرگ شدیم
از آرزوهایمان کی گذشتیم
و کی دیگر اورا برای همیشه فراموش کردیم " یک لحظه سکوت برای لحظه هایی که خودمان نیستیم
- ۱.۱k
- ۲۶ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط